گيسو فغفوري نشريه افق امروز- شمارهي24 يكي ديگر از كتابهاي مجموعه رامونا اين بار با عنوان رامونا و مادرش منتشر ميشود. رامونا يكي از مشهورترين شخصيتهاي ادبيات كودكان جهان است. داستانهاي 8گانه «بورلي كليري» خوانندگان بسياري دارد. آثاري كه در گذر از مرز زمان و مكان هنوز جذابيت خود را از دست نداده است و هنوز هم به زبانهاي مختلف ترجمه ميشود. رامونا دختر پرشر و شوري است كه در هر جلد كتاب با ماجراهايي روبه رو ميشود كه در آن نمك و شيطنت مخلوط شدهاند، ماجراهايي كه براي هر كودكي رخ ميدهد اما شايد كمتر كسي به آنها اينگونه توجه كرده باشد. كتاب رامونا و مادرش براي تمام دخترها نوشته شده است، هم دخترهاي كوچك و نوجوان و هم مادرهايشان كه زماني دختركي كوچك بودند، اما اكنون از كودكي دور افتادهاند. اين كتابها براي مادران خاطره است و راهي براي شناخت بهتر بچههايشان. در اين كتاب ما با دخترهاي كوچكي روبهرو هستيم كه در خلال داستان مشكلات از مشكلات روحي و روانيشان آگاه ميشويم و احساسات آنها را بهتر درك ميكنيم و راهي پيدا ميكنيم براي رفع آنها. دختراني كه در برابر اتفاقات توصيف شده در داستانها همين برخوردها را دارند. گاه دقيقاً همين احساسات ناراحتكننده به سراغشان ميآيد و با اين حال سعي ميكنند از آن فرار كنند، درست مانند رامونا. ديگر خوانندههاي اين كتاب ميتوانند مادرها باشند. مادرهايي كه در سالهاي قبل خود دختري كوچك بودهاند. با خواندن اين كتاب هم دوران كودكي خودشان را به ياد ميآورند و هم ميتوانند دختر خود را بيشتر بشناسند. اگر خودشان در كودكي اين كارها را نميكردهاند يا اجازه بروز چنين حسهايي به آنها داده نميشده است اينبار آنان با شناختي كه دارند ميتوانند با دختران خود بهتر رفتار كنند و نسبت به كودكي فرزندانشان شناخت بيشتري داشته باشند. داستانها و ماجراهاي رامونا جهاني هستند و خواننده ايراني فكر نميكند كه اين اتفاق براي او نميافتد يا با اين ماجرا روبهرو نميشود. مشكلاتي هم كه به آن اشاره ميشود همينطور است ممكن است براي هر كودكي رخ دهد. در هر جاي دنيا احساساتي هم چون حسادت، تبعيض، تحقير، ترس و غرور وجود دارد. در كتاب رامونا و مادرش راموناي پر شر و شور به كلاس اول رفته و همچنان با خواهر نوجوانش «بئاتريس» خود را مقايسه ميكند. آزاديهايي كه در اختيار خواهرش قرار ميگيرد و در اختيار او نيست برايش همچنان مهم است. اينبار داستانها از زماني آغاز ميشود كه پدر رامونا پس از يك مدت بيكاري توانسته است شغلي پر دردسر به عنوان فروشنده پيدا كند. مهماني كوچكي به اين مناسبت ترتيب داده ميشود. در اينجا است كه رامونا در معرض مقايسه و آزمون ديگري براي خوشخلقي قرار ميگيرد. او ميخواهد دختر كوچك همسايهشان را سرگرم كند اما راهي جذابتر از هديه دادن يك بسته دستمال كاغذي 250تايي نو به او پيدا نميكند. دليلش هم اين است: «نميتوانست براي مادرش توضيح دهد كه چقدر خودش هميشه دوست داشته تا چنين كادويي داشته باشد» وقت براي توضيح بيشتر نيست و بعدتر خواننده در توصيف دليل اين انتخاب ميفهمد: «مال خودت است ميتواني همه دستمالهايش را بيرون بياوري» رامونا البته باز هم به اين آرزويش نميرسد. او آرزوهاي كوچك و بزرگ زيادي دارد، احتياجاتي دارد كه برخيهايشان در لحظه به وجود ميآيد مثل بغل كردن خرس زيباي دختر همسايه. او دوست دارد مانند خواهرش بئاتريس به درد پدر و مادرش بخورد. او دوست دارد حق انتخابهاي خودش را داشته باشد. دوست دارد خريد نرود و به جايش با مادرش درد دل كند. دوست دارد خياطي كند، غذا درست كند. دوست دارد پدرش كارش را دوست داشته باشد. دوست دارد مفيد باشد. اما ممكن است تصيمگيري نادرستي داشته باشد، جنجال به پا كند. گاهي يك اشاره از مادرش كافي است تا جلوي كار نادرست او گرفته شود. اما شيطنتها و شاد بودن او در كمتر مواقعي از بين ميرود. خواننده نيز نميتواند نسبت به توصيف دقيق اين نيازها و خواستهها بيتفاوت باشد. اين كه بورلي كليبري كتابهاي خود را با منظر روانشناختي مينوشته يا نه مهم نيست. اما موضوع مهم اين است كه او كاملاً از دنياي بچهها شناخت داشته است و داستانها چنين كاركردي پيدا كردهاند. ترجمه «پروين عليپور» نيز اين داستانها را خواندنيتر كرده است.