نگاهي به «آليس» اثر «يوديت هرمان»، ترجمه «محمود حسيني زاد» در پيشگاه مرگ
نگاهي به «آليس» اثر «يوديت هرمان»، ترجمه «محمود حسيني زاد» در پيشگاه مرگ
روزنامه همشهري- 26خردادماه 1389- حميدرضا اميدي سرور سايه شكست تحقيرآميز آلمان نازي و معضلات اقتصادي، سياسي و بهويژه انساني پس از آن، در جنگي كه خود افروخته بود، تا سالهاي سال بر جسم، روح و زندگي مردم اين كشور سايه افكند. پس دور از ذهن نبود اگر نويسندگان و هنرمندان اين ديار تا سالهاي سال نتوانستند از تأثيرات جنگ جهاني دوم خود را برهانند، آنگونه كه ردش را تا همين دو دهه اخير به اشكال مختلف در آثار آنها ميشد ديد. با اين وصف شايد بتوان مهمترين ويژگي نويسندگان نسل جديد آلمان را در بيرون آمدن از زير سايه اين جنگزدگي و پرداختن به روزگار خود دانست؛ نسلي كه در چند دهه اخير با انتشار آثاري در خور اعتنا طرحي نو در ادبيات آلمان در انداخته و چهرهاي تازه از آن به نمايش گذاشتهاند تا ديگر ادبيات آلمان را تنها منحصر به نامهاي بزرگي چون توماس مان، هاينريش بل، گونتر گراس و... ندانيم؛ نسلي كه حرفهاي زيادي براي گفتن دارد؛ نويسندگاني همچون زيبيله برگ، هارتموت لانگه، اووه تيم، اينگو شولتس، يوليا فرانك و... . خوشبختانه چهره تازه ادبيات آلمان در كشور ما نيز با اقبال روبهرو بوده و نبايد از كنار نام محمود حسينيزاد به راحتي گذشت، البته نه فقط بهدليل كيفيت ترجمههاي تخصصي از زبان آلماني به فارسي او بلكه بهدليل سهم بسزايي كه در شناساندن نويسندگان امروز ادبيات آلمان و آثارشان به مخاطب فارسي زبان داشته است. يوديت هرمان نيز يكي از اين نويسندگان است؛ چهرهاي جوان كه يكي از استعدادهاي ادبيات آلمان شناخته ميشود و تنها با 3 كتاب، نهتنها جايگاه خود را در ادبيات اين كشور تثبيت كرده است بلكه با ترجمه و انتشار اين آثار به ديگر زبانها شهرتش آنسوي مرزها را نيز درنورديده و ميرود تا به نامي آشنا در ادبيات اروپا بدل شود. نخستين بار حسيني زاد با ترجمه گزيدهاي از داستانهاي كوتاه اين نويسنده به فارسي در كتابي به نام «آنسوي رودخانه ادر» او را به فارسيزبانان معرفي كرد و حالا نيز با ترجمه كتابي به نام «آليس» قدم ديگري در اين راه برداشته است. يوديتهرمان، نويسنده و روزنامهنگار جواني است كه در سال1970 به دنيا آمده و ساكن زادگاه خود( برلين) است. او ابتدا با انتشار داستانهايي كوتاه چهره شد و آثارش نهتنها با استقبال روبهرو شدند بلكه جوايز گوناگوني را نيز برايش به ارمغان آوردند. يوديت هرمان بعد از موفقيت داستانهاي كوتاهش در بهار2009 «آليس» را منتشر كرد. اين كتاب از 5بخش (5داستان) تشكيل ميشود كه همگي از تمي واحد، يعني تنهايي و مرگ برخوردارند. وجه مشترك ديگر اين داستانها حضور نامي است مشترك (آليس) كه در هر يك از داستانها به نوعي با انساني در حال احتضار روبهرو شده و در آخرين لحظات وداع آنها با مرگ به ديدارشان ميشتابد و به اين ترتيب نويسنده برشي در زندگي انسانهاي دم مرگ ميزند و به اوضاع و احوال آنها ميپردازد. ارتباط دروني در اين 5داستان باعث شده است كه برخي آليس را يك رمان به حساب بياورند، آنگونه كه در چاپ آن به زبان فارسي نيز از آن بهعنوان رمان ياد شده است. اما يوديتهرمان وقتي مصاحبهكننده مجله اشپيگل عنوان ميكند كه اگر هر نويسنده ديگري اين كتاب را نوشته بود از آن بهعنوان رمان ياد ميكرد، نه مجموعه داستان، به درستي پاسخ داد كه اين كتاب شامل 5 داستان است با يك شخصيت؛ آليس. و نكته آنجاست كه اگرچه رمان عنواني جذابتر از داستان كوتاه براي اين كتاب بهحساب ميآيد اما صرف برخورداري چند داستان از تمي واحد و همچنين شخصيتي با يك نام مشترك، نميتوان آن را رمان ناميد، خاصه آنكه رمان ساختاري ديگرگونه و برخورداري از عناصر مضموني و روايي مرتبطتري را طلب ميكند. داستانهاي اين كتاب همچون اغلب آثار يوديت هرمان از لحني واقعگرايانه، سرد و اندوهبار برخوردارند. نثر اين نويسنده ساده و متكي بر رعايت نهايت ايجاز است؛ ايجازي كه در بسياري از بخشهاي داستانهايش جا ميافتد و ذهن خواننده را به مشاركت در داستان فرا ميخواند تا خود به پر كردن آنچه بهدليل ايجاز ناگفته باقيمانده بپردازد و در نهايت به همين دليل ارتباطي قويتر با آن برقرار ساخته و بيشتر در فضاي داستان قرار ميگيرد. اما در عين حال افراط نويسنده در بهكارگيري اين بيان موجز، در پارهاي از بخشهاي داستان، شكلي مبهم و گنگ بهخود گرفته و اين خلأها كاركردي معكوس و دافعهبرانگيز پيدا ميكند. اما در مجموع به كارگيري ايجازي تا اين حد، نيازمند تبحر و تسلطي بسيار در تفكيك و دستچين كردن كلمات و جملات است كه به هر حال يوديت هرمان از اين آزمون سربلند بيرون آمده و مخاطب نيز در طول كتاب به سبك او عادت ميكند، هرچند كه نبايد فريب سادگي ظاهري متن را خورده و از دقت لازم براي خواندن آن دور افتد. دنياي ماشيني شده در غرب، سردي حاكم بر روابط انساني، دور شدن آدمها از يكديگر، خزيدن به لاك انزوا، اندوه اين تنهايي و... از جمله مسائلي است كه هر نويسنده با شاخكهاي تيز در درك دنياي پيرامون خود، با آن روبهرو شده و نهايتا دور از انتظار نيست اگر شاهد تأثيرپذيري او از اين فضا و بازتاب آن در داستانهايش باشيم. يوديت هرمان بهعنوان نويسندهاي كه به روزگار خود ميپردازد، در آثارش بهمراتب به سراغ چنين مضاميني رفته است و در آليس نيز كوشيده تأثير چنين اوضاع و احوالي را بر مناسبات اجتماعي و روابط فردي و انساني به نمايش بگذارد و همچنين با تمركز روي رابطه فرد با پيرامون خود و با نمايش كنشها و واكنشهاي دروني و بيرونياش باري روانشناختي را نيز براي اين داستانها به همراه بياورد. درست است كه در آليس، مرگ تم مشترك داستانهاي اين كتاب بهنظر ميرسد و در لايه بيروني و روايي داستان نيز بر آن تأكيدي روشن شده است اما اين نكته بستري را نيز بهوجود آورده كه نويسنده به ايدههاي ديگري هم در لايههاي دروني داستانش بپردازد كه سرگرداني و تنهايي آدمها از اين جملهاند؛ تنهايياي كه در اينجا بيشتر مصداق انزوايي خود خواسته بهنظر ميرسد؛ انزوايي كه حاصل سردي روابط انساني و دور افتادن آنها از يكديگر است. اگر برقراري ديالوگ را بارزترين شكل ايجاد ارتباط انساني فرض كنيم، هرمان به شكلي خلاقانه اين سردي دنياي كتاب را به كمك ضرباهنگي آهسته در روايت داستانها و بهويژه استفاده اندك از ديالوگ ميان شخصيتها در سراسر كتاب جاري ساخته است. در نهايت آنكه آليس اثري است جذاب، تازه و با طراوت كه اين ويژگيهاي اثر او نه تنها بهدليل پرداختن به مسائل و دغدغههاي امروز كه بهدليل سبك مدرن او نيز هست؛ سبكي كه در عين ويژگيهاي برشمرده براي آن، گاه از زباني تصويري و زنده نيز برخوردار ميشود. چاپ اول آليس با ترجمه محمود حسيني زاد توسط نشر افق با شمارگان 2000نسخه و در 176صفحه به قيمت 3200تومان به بازار عرضه شده است.