بيترديد كمتر كسي است كه رمان اوژني گرانده بالزاك را نخوانده باشد و هر جا سخن از خست به ميان ميآيد بياختيار به ياد شخصيت به ياد ماندني باباگرانده در اين رمان - كه يكي از بهترين آثار بالزاك است - نيفتد. بين تمام داستانهايي كه با مضمون خست و حرص نوشته شدهاند، اوژني گرانده بالزاك نمونهاي است منحصربهفرد و دليلش هم ظرافتي است كه بالزاك در اين رمان در پرداخت شخصيت باباگرانده كه نماد پولپرستي است به خرج داده است. بالزاك در رمان اوژني گرانده در قالب فضاي تنگ و بسته خانه گرانده و رابطه او با خانواده و اطرافيانش - رابطهاي كه پول و نفع مادي به آن جهت ميدهد - تصويري هوشمندانه از يك اقتصاد بسته را ارائه داده است. طلا در اين رمان رويايي است كه تمام ذهن باباگرانده را اشغال كرده است. زندگي و خانه باباگرانده در شهرستان سومورمثل دخمه تاريكي است كه تمام سوراخ و سنبههايش را طلا پر كرده است. طلايي كه بابا گرانده آن را حتي از خانوادهاش نيز دريغ ميكند. طرز زندگي او به عنوان يك شيوه زندگي طبيعي از طرف اعضاي خانوادهاش پذيرفته شده و آنها بيآنكه از وضعيت خود شكايت كنند مطيعانه به اين زندگي تن دادهاند تا اينكه يك روز برادرزاده باباگرانده از پايتخت به شهرستان محل سكونت عمويش ميآيد و در خانه باباگرانده ساكن ميشود. اينجا است كه همه چيز به هم ميريزد و اوژني - دختر بابا گرانده- به پسر عمويش دل ميبندد و اين دلبستگي به جايي ميرسد كه اوژني سخاوتمندانه، گنجينه كوچكش را به پسر عمويش ميسپارد تا با آن تجارت كند. پسر عمو با قول وفادار ماندن به عشق اوژني به سفر ميرود و چندان طول نميكشد كه زير قولش ميزند و ديگر نزد اوژني باز نميگردد و اوژني هم به خاطر بخشيدن گنجينهاش به پسر عمو از طرف پدر مجازات و در خانه حبس ميشود. اوژني از يك سو قرباني حرص پدر و از سوي ديگر قرباني پولپرستي و بيمهري پسرعمويش است و هر چند در نهايت وارث پولي ميشود كه بابا گرانده آزمندانه روي هم انباشته اما اين پول از افسردگي جانكاه او نميكاهد و در حالي كه همچنان به عشق يكسويه خود وفادار ميماند به زندگي در همان شهرستاني كه در آن متولد و بزرگ شده ادامه ميدهد. اوژني گرانده جزو آن دسته از آثار بالزاك است كه در همان زمان انتشارش با تحسين و استقبال فراواني روبهرو شد و برخي گفتهاند بالزاك ايده اصلي اين رمان را از يك شخصيت واقعي گرفته است.