درباره مجموعه داستان «تمام چيزهايي كه جايشان خالي است» تنهايي مردم جهان
نشريه افق امروز- شمارهي24 پتر اشتام 47 ساله كه در سوئيس متولد شده يك نويسنده شاخص ادبيات امروز آلمانيزبان به شمار ميآيد. اشتام تا به حال داستان كوتاه، رمان، نمايشنامه و نمايش راديويي نوشته است. در بين سالهاي 1988 تا 2002 شش جايزه معتبر ادبي دريافت كرده و يكي از كتابهايش؛ رمان اگنس به پانزده زبان ترجمه شده است. منتقدان سبك او را در ادامه نويسندگان آمريكايي مثل ريموند كارور و همينگوي ارزيابي ميكنند. اشتام از زيادهگويي پرهيز ميكند و در عوض اجازه ميدهده كه تصويرها و ديالوگها خواننده را در نتيجهگيري آزاد بگذارند. تمام چيزهايي كه جايشان خالي است اولين كتاب پتر اشتام است كه به فارسي ترجمه و منتشر ميشود. اين كتاب را صنوبر صراف زاده ترجمه كرده است. همچنين به زودي رمان اگنس نيز باترجمه محمود حسيني زاد از طرف همين نشر به خوانندگان ايراني عرضه خواهد شد. در اين كتاب داستانهايي از پتر اشتام را ميخوانيم كه بيشترشان كوتاهتر از اندازه متعارف داستان كوتاهند. داستانهاي پتر اشتام را ميتوان جزو جريان اصلي داستان كوتاهنويسي در سراسر جهان طبقه بندي كرد. يعني داستانهايي با شخصيتهاي محدود، يكي دو فضاي اصلي و ناگفتن بحران حقيقي در پس روابط ساده و روزمره. پتر اشتام حتي از اين هم پيشتر ميرود تا جايي كه بعضي از داستان هايش نيمه كاره به نظر ميرسد. در حقيقت چيزي كه اشتام ميخواهد خواننده از داستان دريافت كند نه فرجام نهايي داستان كه نكته كوچك و عميقي است كه ممكن است در نگاه اول به چشم نيايد. در داستان تمام چيزهايي كه جايشان خالي است يك مرد جوان سوئيسي براي ماموريت كاري به لندن سفر ميكند. او تمايلي به زندگي در لندن ندارد هرچند كه موقعيت كاري بسيار خوبي برايش به شمار ميآيد. در بدو ورود با خبرهاي بدي از اطراف مواجه ميشود. نشانههايي از قتل و ناامني در شهري غريبه. هرچند خشونت حتي در سرزمين آرام خودش هم حضور دارد. تنهايي هم تهديد ديگري براي اوست. اين مرد سوئيسي جوان يك شب كابوسي را از سرميگذراند. روز بعد در حالب آغاز ميشود كه روال عادي زندگي افكارش را منحرف ميكند اما به نظر ميرسد كه جاي چيزهاي زيادي در زندگي او و همه ما خالي است. در داستان ديگري دو زوج به سفري تفريحي به ايتاليا رفتهاند. كمكم آشكار ميشود كه روبط هر دو زوج ظاهري است و آنها در آستانه جدايياند. راوي يك روز در خانه ميماند و همراه سه نفر ديگر نميرود. شب كه آنها از گردش بر ميگردند همسرش براي او هديهاي خريده است كه هيچوقت به راوي نميرسد. چون صبح روز بعد زن او را ترك ميكند. رابطه آنها هم به مرحلهاي رسيده كه راهحلي ندارد. داستانهاي پتر اشتام به شيوهاي رئاليستي و جزييپردازانه مسايل ظريف و احساسي شخصيتها را آشكار ميكند.