English

  آخرین تاريخ بروز رسانی : چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹

اعضا

اشتراک خبرنامه

جستجو


جستجوي پيشرفته

پیوندها


پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان

واحد کودک موسسه افق

معرفی افق به دوستانتان

نام توصیه کننده :
ایمیل :

فروشگاه گلشهر

خبرنامه الكترونيكي افق

 آثار ما از چشم منتقدان

نگاهي به كتاب جسط‌وجو نوشته انجي سيج
جسط‌وجويي در گذشته


رمان جنايي جديد بنجامين بلك (جان بنويل)« مرثيه براي آوريل»
زندگي آرام نويسنده نوآر


درباره‌ي رمان پسري از گوانتانامو

سفر به گوانتانامو


گفت‌وگو با مهدي غبرايي درباره رمان موج‌ها نوشته ويرجينيا وولف 


درباره‌ي دور دنيا در هشت و روز نصفي
کمربندها را ببندید


مرور و معرفی کتاب درخت مار
قلمرو ِ خفتگان


درباره «من من كله گنده» اثر محمدرضا شمس
بارش تخيل


زندگی «بخور و نمیر» پل استر

از پیشخدمتی تا کار روی نفتکش


از تمام کتاب‌های جان بنویل نفرت دارم
گفت‌و‌گو با جان بنویل برنده جایزه بوکر ۲۰۰۵


روي پله‌هاي كنسرواتوار، برگزيده داستان‌هاي كوتاه دونالد بارتلمي
دورريختني‌هاي بازيگوش و دوست داشتني


دانش‌نامه‌ي تصويري نوآموز
يك دوستي به درد بخور


گنج‌هاي باباگرانده خسيس


 

 

نگاهي به رمان در كافه جواني گمشده،نوشته:پاتريك موريانو
زندگي مرموز و روايت هزار تكه


 

خبرگزاري كتاب ايران-18 تير 1388
«در كافه جواني گمشده» اثر پاتريك موريانو را ساسان تبسمي ترجمه كرده كه امسال انتشارات افق آن را منتشر كرده است. كار نويسندگي پاتريك موديانو به دو دوره تقسيم مي‌شود كه با دو برهه‌ي كاملاً مشخص از زندگي شخصي او در ارتباطند. از اولين رمان، ميدان اتوال (1968) تا زمان خيابان مغازه‌هاي تاريك (1978)، تمام آثار موديانو درباره‌ي دومين دوره‌ي اشغال فرانسه است.
نويسنده‌ي جوان، اين دوره 10 ساله كه چند جايزه ادبي را هم به خود اختصاص داده،‌ از جايزه‌ي «روژه نيميه (ميدان اتوال) گرفته تا جايزه گنكور (خيابان كوچه‌هاي تاريك)، به تمام فرم‌هاي ادبي ممكن رو مي‌آورد. رمان،‌ كه بخش بزرگي از فعاليت‌ نويسندگي او را به خود اختصاص مي‌دهد، نمايشنامه (لاپولكا)، فيلم‌نامه‌ي لاكومب لوسين (كه در سال 1974 لويي مال، فيلمي براساس آن ساخت)، گفت‌وگو (با امانوئل برل) يا كتاب‌هايي كه كمابيش حالت زندگي‌نامه دارند، مثل (سند ازدواج) ... در اين دوره، دل مشغولي موديانو تراژدي‌هاي جنگ جهاني دوم به ويژه دوره‌ي اشغال فرانسه يا جنگ الجزاير است. تم‌‌هاي اصلي اين دوره عبارتند از:‌ همدستي بعضي از فرانسوي‌ها با قواي اشغالگر آلمان، خيانت و زندگي پس از مرگ ...
با وجود اين، نويسنده‌اي كه 30 ژوئن 1945 در بولوني بي يانكور به دنيا آمده، نمي‌توانسته سال‌هاي سخت زمان اشغال را تجربه كرده باشد. «فقط بيست سال داشتم، اما خاطره‌ام به قبل از تولدم بر مي‌گشت. مثلاً حتم داشتم كه در فرانسه‌ي اشغال شده زندگي كرده‌ام، چون بعضي از شخصيت‌هاي اين دوره را مي‌شناختم و جزئياتي را به ياد مي‌آوردم كه در هيچ كتاب تاريخي‌اي به آن‌ها اشاره نشده بود. با وجود اين، سعي داشتم در برابر نيروي جاذبه‌اي كه مرا به عقب مي‌كشيد مقاومت كنم و خودم را از دست اين حافظه‌ي مسموم خلاص كنم.»
اما موديانو نتوانست خود را دست آن حافظه‌‌ي مسموم خلاص كند؛ حافظه‌اي كه پر بود از فجايع و خرابي‌هاي جنگ جهاني دوم ... در واقع، او رد پاي پدر را طي سال‌هاي جنگ دنبال مي‌كرد؛‌ پدري كه به رغم رگ و ريشه يهودي،‌ در دوران اشغال و با همكاري بعضي از سازمان‌هاي آلماني دست به قاچاق كالا مي‌زد. اما نمي‌توانست نقش مهمي در شكل‌گيري حافظه‌ي موديانوي جوان داشته باشد، چرا كه پدر و مادر او را از سال‌هاي اوليه‌اي بعد از جنگ رها كردند (پدر در خارج فرانسه به تجارت مشغول بود و مادر، يك بازيگر گمنام تئاتر، غالباً همراه گروه‌هاي تئاتري از شهري به شهر ديگر مي‌رفت و به اجراي نمايش مي‌پرداخت).
پاتريك، دوران كودكي را همراه برادر كوچك‌ترش، رودي، در مدارس شبانه‌روزي آنسي و پاريس گذراند. افسوس مرگ اين برادر در سنين نوجواني، ضربه‌ي روحي عميقي بر مديانوي جوان بود، طوري كه تمام رمان‌هايش را تا سال 1978 به رودي تقديم كرد.
دنياي داستاني موديانو به عذاب‌ها و سؤال‌هايي مي‌پردازد كه در كودكي او ريشه دارد: نگراني از تنها ماندن و ترك شدن، جذابيت دنياي تجارت‌هاي سياه و غير قانوني،‌ تمايل نفوذ در دل معماها و دست يافتن به عواملي محرك و رمزآلودي كه باعث مي‌شوند انسان‌هايي كه به ظاهر رو در روي يكديگرند،‌ باهم ارتباط برقرار كنند. اين جا دو مسئله‌ي مهم به درون‌مايه‌ها اضافه مي‌شود: بي‌ريشه بودن و احساس تنهايي؛ تنها چون به بيگانه در سرزميني كه انسان براي زيستن برمي‌گزيند. از اين رو، نوشتار پاكيزه و دقيق موديانو قلمرو يگانه اي را به تصوير مي‌كشد، تنها سرزميني كه نويسنده با روشني قلمش مي‌تواند در آن متجلي شود.
سه رمان اول موديانو؛ ميدان اتوال، گشت شبانه و بلوار كمربندي (برنده‌ي جايزه‌ي بزرگ آكادمي فرانسه)، تريلوژي‌اي را تشكيل مي‌دهند كه بر پايه‌ي دوران اشغال فرانسه بنا شده و تمام آثار بعدي موديانو را پايه‌ريزي مي‌كند. نويسنده در اين تريلوژي، زيرنقاب، راوي رمان‌ به درون پليدترين گروه‌هاي همگراي و همدستي با آلمان‌ها در دوران اشغال نفوذ مي‌كند تا به هويت خود دست يابد، ابعاد حقارت خود را اندازه بگيريد و در نهايت پدرش را نجات دهد.
گرچه اين تريلوژي با استقبال خوبي رو‌به‌رو مي‌شود و نويد اظهار نويسنده‌اي بزرگ مي‌دهد، اما خود نويسنده به هدفش نمي‌رسد: نه مي‌تواند هويت واقعي خود را بيابد و نه اين كه پدرش را از زير بار ننگ بيرون بكشد. ابهام و عدم قطعيتي كه در اين تريلوژي موج مي‌زند، از آن پس به ويژگي شخصيت نويسنده بدل مي‌شود و از نو در كتاب‌هاي بعدي او نقش مهمي به عهده مي‌گيرد.
در دوره‌ اول نويسندگي موديانو، جمله‌ها از دقت وافري برخوردارند؛ جمله‌هاي موجزي كه هرچند تا قلب احساسات نفوذ مي‌كند، اما فقط برجسته‌ترين جنبه‌هاي يك موقعيت يا يك چشم‌انداز را به نمايش مي‌گذارد. رمانِ ويلاي غمگين (1975)، اوج اين دوره‌ي كاري موديانوست. راوي رمان كه براي فرار از سربازگيري احتمالي براي جنگ الجزاير، به شهري مرزي در سوئيس پناه برده، همانجا با دختري بازيگر به نام ايون آشنا مي‌شود و تابستاني فراموش ناشدني را با او مي‌گذارند؛ تابستاني چنان باشكوه و خارج از زمان كه باعث مي‌شود زمان حال را از ياد ببرد.
در اين رمان، براي خلق يك چشم‌‌انداز نو يا به نمايش گذاشتن فضاي بي‌حال يك ساحل پرت در ابتداي دهه‌ي شصت، چند رنگ‌آميزي منطقي و به جا كافي است: سكوت بعدازظهرهاي له‌شده زير فشار گرما، دلپذيري شب‌نشيني در كناره‌ي درياچه يا شركت شخصيت‌هاي رمان در مسابقه‌ي بسيار تصنعي و نچسب از لحاظ زيبايي...
اين رمان كه نشانگر نوعي گسست با تم‌هاي آشناي نويسنده است، از دوره‌ي دوم كاري او خبر مي‌دهد؛ دوره‌اي كه در آن، نگاه نويسنده بيشتر به خط سيرهاي شخصي و پژمردگي زمان معطوف مي‌ شود. ويژگي‌ نوشتاري دوره‌ي تاره، بيش‌تر در رمان خيابان بوتيك‌هاي تاريك نمايان مي‌شود. در اين رمان، راوي با عكسي از گذشته در دست، روي رد پاهاي نامفهوم گذشته‌اش قدم برمي‌دارد و دنبال هويت خود مي‌گردد. موديانو در اين كتاب، مانند بسياري از آثارش، تارهاي بين گذشته و حال مي‌بافد و نوعي نوستالژي را به تصوير مي‌كشد كه بين خاطره و فراموشي شناور است.
به نظر مي‌رسد كه از رمان يك جواني (1981) تا جواهر كوچك (2001) موديانو اهميت بيش‌تري براي بررسي خط سيرهاي شخصي قائل مي‌شود. نويسنده با بردن رمان به مرزهاي زندگي‌نامه، كتاب به كتاب، پرسوناژهاي خيالي را به اشخاصي پيوند مي‌زند كه بي‌هيچ تلاشي نمايانگر شخصيت خود نويسنده هستند. موديانو بدون دست بردن در سبك دلخواه و موجز خود، خودش را بيش‌تر از پيش به دست راوي رمان مي‌سپارد و اوست كه آزادانه نويسنده را به هرجاي خواست مي‌برد. به اين ترتيب، نگراني از ناپديدشدن، به تم موردهاي علاقه‌ نويسنده تبديل مي‌شود.
موديانو خط سير فرار جوان‌هايي را روي كاغذ تثبيت مي‌كند كه ضربه‌ سختي از زندگي خورده‌اند. او با اين كار رسالت شاقي را به عهده مي‌گيرد. بيرون كشيدن اين جوانان از بي‌تفاوتي و فراموشي؛ در حالي كه به نظر مي‌رسد به اين دو ويژگي محكوم شده‌اند. تعجب نخواهيم كرد اگر ببينيم مردي كه قبلاً‌ از سالنامه‌هاي پاريس مربوط به دهه‌هاي شصت و هفتاد (با ذكر تمام خيابان‌ها و اسم‌ها!) كلكسيون ساخته بود و در نهايت هنرش را وقف كاري شبيه به ثبت املاك مي‌كند.
او مي‌تواند اين رويكرد تازه را به خوبي وارد چهارچوب خيال و داستان كند و كتاب‌هايي بنويسد نظير محله‌ي گمشده (1984)، يك شنبه‌هاي اوت (1986)، تخفيف مجازات (1988)، ماه‌ عسل (1990)، گل‌هاي ويراني (1991)، بهار بي‌ترحم (1993)، فراتر از فراموشي (1996)، ناآشنايان(1999)، دورابرودر (1997)، كه وقت خواندن آن‌‌ها حس مي‌كنيم در كوچه‌ها و خيابان‌هاي پاريس قدم مي‌زنيم. نويسنده در اين اثر آخر اسم كوچه‌ها، خيابان‌ها، چهارراه‌ها، ميدان‌ها، ايستگاه‌ها و ... را با جزئيات كامل مي‌آورد و ما را با خود به كافه‌ها و رستوران‌هاي حقيقي اين شهر مي‌برد... و ما كه خواننده‌ايم همراه قهرمان داستان دنبال چيزي از گذشته در زمان حال مي‌گرديم كه هيچ‌ يك به درستي نمي‌دانيم چيست... البته دورا برودر از جنبه‌ي ديگري هم حائز اهميت است – موديانو در اين كتاب مانده در مرز قصه‌ي خيالي و مستند، آشكارا به تاريخ حمله مي‌كند. او پس از نوشتن مقدمه‌اي بر چاپ خاطرات كودكان تبعيدي در طول جنگ، زندگي دوران جواني را به وفادارترين شكل ممكن بازسازي مي‌كند. در اين كتاب، نويسنده با گذر از مكان‌هاي كودكي دورا، از خياباني كه او همراه خانواده اش در آن زندگي مي‌كرد گرفته تا ديوارهاي يك يتيم‌خانه، سعي دارد شخصيت واقعي يك انسان را جايگزين سردي اداري ثبت وقايع يك زندگي كند.
اين رمان زير و رو كننده نشان مي‌دهد كه هنر موديانو تا چه حد توانسته است دگرگون شود؛ او از درون‌گرايي و مرور خاطرات خود گذر كرده و بيش‌تر به كالبد شكافي زندگي ديگران مي‌پردازد.
در سال‌هاي اخير، زن‌ها حضور بيشتري در آثار موديانو دارند. بي‌شك اين موضوع از آن روست كه نويسنده در حساسيت و آسيب‌پذيري زن‌ها، انعكاسي از دل‌مشغولي‌هاي هميشگي‌اش را مي‌يابد. در مجموعه داستان ناآشنايان، با سه زن جوان مواجه مي‌شويم كه هر يك در داستاني جداگانه، قصه‌ي زندگي خود را روايت مي‌كنند. اين سه داستان چنان پيوند ارگانيك مانندي با هم دارند كه مي‌توانند سه بخش از يك رمان باشند، البته رماني از جنس رمان‌هاي موديانو، كه درون‌شان بيش‌تر خط سير آدم‌هاست كه اهميت دارد، نه قصه‌اي كه روايت مي‌كنند. هر سه داستان در دهه‌ي شصت روي مي‌دهد و به نوعي با جنگ الجزاير در ارتباطند.
دل مشغولي هر سه زن، دغدغه‌‌ي هميشگي موديانوست و آن چيزي نيست جز كشف هويت خود؛ هر سه زن از شهري كوچك به پاريس مي‌آيند و با سرگرداني تمام در پايتخت دنبال خود مي‌گردند.
گذشته مثل همه آثار موديانو، آميخته با همه‌ خاطرات، حضور پررنگي در زندگي شخصيت‌ها دارد. تم ديگري كه در هر سه داستان مطرح مي‌شود، اولين برخورد زن‌هاي جوان با دنياي مردان است و موديانو از اين رهگذر، زندگي دختراني را روايت مي‌‌كند كه زودتر از زمان متعارف، به دنياي بزرگ‌ترها گام مي گذارند.

رمان جواهر كوچك هم از اين قاعده مستثني نيست. در اين كتاب، راوي زن جواني است كه گذشته، حضوري بي‌رحمانه در زندگي‌اش دارد و او با ترديدها و سوال‌هاي دشواري دست به گريبان است. زني را با مانتو زرد در مترو به گمان اين كه مادرش است؛ مادري كه سال‌ها پيش در مراكش مرده ـ يا اين كه در خيال راوي مرده است مي‌بيند. بي‌آن‌كه خود را به اين زن ناشناس معرفي كند، بارها او را تا جلو خانه‌اي در حومه‌ي شهر تعقيب مي‌كند و با اين ترفند، خاطرات دوره‌ي كودكي‌اش را باز مي‌يابد؛ دوره‌اي عاري از هر عاطفه و محبت كه تنها تصويرهاي قابل ملاحظه‌اش، ‌غفلت‌هاي مادري بي‌مسئوليت، كه نه فقط به فكر خويش نيست، بلكه رنج‌ها و تنهايي‌هاي دختر بچه‌اي كه به ناچار در نوجواني پا در دنياي بزرگسالان مي‌گذارد را به كلي فراموش مي‌كند. مثل تمام رمان‌هاي موديانو، سرگرداني و پرسه‌زني در پايتخت، ترديدهاي راوي، شخصيت‌هاي مبهم و انبوه خاطرات كمابيش معتبر، بخش مهمي از رمان جواهر كوچك را به خود اختصاص مي‌دهد.
سه كتاب اخير پاتريك موديانو، در ادامه‌ي خط سير تازه‌اي از او به جاي مي‌ گذارند. او در رمان‌ حادثه‌ي شبانه (2003)، همه‌ تم‌هاي مورد علاقه و محبوبش را يك جا جمع مي‌كند: پدر؛ شخصيتي مرهون لطف هويتي دوگانه، تا ابد بي‌خيال به زندگي ادامه مي‌دهد؛‌گذر از پاريس با ذكر اسم تمام خيابان‌ها، ميادين و كوچه‌ها؛ به ويژه خاطرات دوره‌ كودكي كه چون بمب ساعتي هميشه به زندگي‌اش باز مي‌گردد و زخم‌هايي درمان‌ناپذير به جا مي‌گذارد.

شجرنامه (2005)، مانند رمان سند ازدواج (1977)، بيش‌تر زندگي‌نامه است تا رماني حقيقي. موديانو در اين كتاب همان كاري را تكرار مي‌كند كه بيش از سي سال در تمام كتاب‌هايش به آن پرداخته است: پرسه در امواج خاطرات ... تنها فرق اين كتاب با كتاب‌هاي ديگر موديانو در اين است كه كاركرد خيال در آن كم‌تر، يا اقلاً اين چنين به نظر مي‌رسد، چرا كه موديانو بارها عنوان كرده تفاوتي بين تخيل و خاطره قائل نيست. با وجود اين، زندگي شخصي موديانو تقريباً‌ تمام اين كتاب را به خود اختصاص داده است.
و سرانجام؛ در كافه‌ي جواني گم‌شده (2007) ... آخرين رمان موديانو، قصه‌ي زيباي پيش روي شما كه روايتي چهارصدايي‌ست: سه نفر تلاش مي‌كنند با بازگو كردن زندگي زن جواني به نام لوكي كه رد پررنگي بر گذشته‌ آن‌ها به جا گذاشته، علت ناپديدشدنش را كشف كنند. صداي اول: متعلق به جواني دانشجوست... راوي دوم؛ كارآگاهي كه روي اين مسئله كار مي‌كند... سومين صدا؛ متعلق به خود زن جوان...، و در نهايت، راوي چهارم؛ كه دوست نويسنده‌ي اوست و فضاي اصلي در كافه‌اي پاريسي، واقع در «كارتيه لتن» دهه‌ي 50 ... هر يك از اين راوي‌ها به نوبت، بازگو كردن خاطرات خود، چهره‌اي از شخصيت زن جوان ناپديد شده را براي خواننده فاش مي‌كند. تمام تم‌هاي آشناي موديانويي و نيز اتمسفر واقعي زندگي هر يك از آن‌ها در اين رمان: ناپديد شدن، غايب‌بودن، ويژگي‌ ناپايدار مكان‌ها، انسان‌ها و محيط‌هاست.


دنياي پاتريك موديانو ساده، معمولي، خواب‌زده، مخاطره‌آميز و به طرز وحشتناكي اندوه‌بار است. چيزي ميان رومانتيسم و كتاب‌هاي سري نوآر يا پليسي، استيلي در داستان نويسي بين فيتز جرالد و سيمنون.
دنيايي غالباً آكنده از راز و ابهام... شخصيت‌هاي موديانو هميشه ناآرامند و هيچ‌وقت احساس آرامش نمي‌كنند. آن‌ها به هيچ چيزي اطمينان ندارند؛ نه به رگ و ريشه، نه سرگذشت و نه حافظه‌اي ـ‌ از خود يا ديگران، نه زندگي‌اي كه بارها از سر مي‌گيرند و نه احساسات‌شان.آن‌ها فقط سعي دارند تا آن‌جا كه مي‌توانند زنده بمانند. آدمياني متعلق به گذشته؛ يا وجود نداشته، با اين كه به نظر مي‌رسد ديگر وجود ندارند. اشباحي شناور در زمان حال كه فقط به واسطه‌‌ي روزگاري از سرگذرانده زنده‌اند و همواره در كمين رويدادي كه بتوان آن‌ها را دوباره به دوره‌ اشغال فرانسه و سال‌هاي دهه‌ي 60، دو دوره‌ي مسحوركننده‌اند كه با ديدن نشانه‌اي جزئي يا شنيدن خاطره‌اي كوچك از اين دو دوره، زندگي پيشين‌شان را به ياد مي‌آورند؛ گويي بالاي چاهي بي‌انتها ايستاده باشند و به تصوير لرزان و سرگيجه‌آورشان نگاه مي‌كنند. به اين ترتيب، موديانو هرگز هيچ گذشته‌اي را بازسازي نمي‌كند، بلكه آن را به بطن زمان حال باز مي‌گرداند و در دل روزهاي غم‌انگيزي كه راوي رمان از سر مي‌گذراند، شرح مي‌دهد.

موديانو نثري سهل و ممتنع دارد؛ جمله‌هايي كوتاه و معمولاً عاري از پيچيدگي‌هاي زياني، نثري ساده و به حدي روان كه مانند لغزيدن آرام راوي در كوچه‌هاي پاريس، به آرامي روي كاغذ مي‌لغزد. قهرمان كتاب در زمان حال پرسه مي‌زند، اما انگار در گذشته حال را مي‌بينيد يا گذشته را به حال مي‌آورد. تقريباً در تمام رمان‌هاي موديانو، نه در زمان حال اتفاق قابل توجهي مي‌افتد و نه در گذشته‌ي پيوند خورده با حال اتفاقي افتاده است؛ در اكثر آثار او با شخصيت‌هاي زيادي رو به رو هستيم،‌ داستانك‌هاي زيادي بازگو مي‌شود، ترس‌ها و ترديدهاي بسياري را حس مي‌كنيم، اما از آن تعليق‌هاي داستاني كه سلسله‌اي از رويدادهاي ديگر را در پي مي‌آورند و منجر به گره خوردن يا گره‌گشايي مي‌شوند، خبري نيست.
استادي موديانو در اين است كه از روزمرگي‌هاي شخصيت‌هايش داستان مي‌سازد. گرچه اين شخصيت‌ها در طول پرسه‌زدن‌ها و روزمرگي‌هاشان هميشه در جستجوي چيزي يا كسي هستند، اما نه فقط هيچ‌وقت به آن نمي‌رسند، بلكه حتي در ميانه‌ي كار، يا درست نمي‌دانند دنبال چه چيز مي‌‌گردند و يا خود روزمرگي چنان جذب‌شان مي‌كند كه جست و جو را از ياد مي‌برند. آن‌ها در پي كشف چيزي هستند كه نسبت به ماهيت آن دچار ترديدند؛ و در همين نكته، كشف نتيجه‌اي پنهان است كه موديانو مي‌خواهد قهرمان داستان، (نكند خود او؟) و يا مخاطب به آن دست يابد.
از اين رو، نثر موديانو، مهم‌ترين قوت كار نويسندگي اوست. او به كمك اين نثر، مخاطب را از همان صفحه‌ي اول با پرسه زدن‌هاي شخصيت داستان همراه مي‌كند. مخاطب آشنا به نثر او طبق عادت، انتظار دارد در پيچ يكي از اين خيابان‌ها كه راوي بي‌وقفه درون‌شان مي‌گذرد يا توي يكي از اين كافه‌ها و رستوران‌‌هاي پاريسي كه توقف مي‌كند، اتفاقي بيفتد يا حادثه‌اي از گذشته بازگو شود؛ اما اين انتظار تا صفحه‌ي آخر كتاب برآورده نمي‌شود. تمام پرسه‌زدن‌هاي راوي، تمامي مكان‌هايي كه با جزئيات توصيف مي‌شوند، فقط طعمي از گذشته را زير زبان‌مان مي‌آورند، طعمي از گذشته كه با بويي از امروز آغشته است. در آخرين صفحه‌ رمان‌هاي موديانو متوجه مي‌شويم كه تمام رمان براساس همان پرسه زدن‌ها بوده است؛ مهم‌ رفتن بوده نه رسيدن به چيزي ... موديانو جزو معدود نويسندگان دنياست كه مي‌تواند با داستان‌هايي از اين دست، مخاطب را تا آخر كتاب خود بكشاند و طعم لذتي را به او بچشاند كه در كم‌تر جايي مي‌توان آن را تجربه كرد: لذتِ خواندن... اميدوارم شما نيز از خواندن رمان پيش روي‌تان لذت ببريد.


«در كافه جواني گمشده» اثر پاتريك موريانو با ترجمه  ساسان تبسمي در184 صفحه و قيمت 3200 تومان سال 1388 از سوي انتشارات افق  منتشر شده است.


 

 

فهرست موضوعی

سياست

رمان و مجموعه داستان...

طنز نوجوان

طنز

نثر كهن

مطالعات

رمان‌هاي كلاسيك

شعر امروز

شعر كودك

فهرست کامل موضوعات

 

مجموعه ها

داستان‌هاي اسطوره‌اي

ميراث همينگوي

مليكا و گربه‌اش

فهرست کامل مجموعه ها

 

گروههای سنی

نوجوان

بزرگسال

كودك

 

 

گوناگون

 پدید آورندگان

 مترجمان

 باشگاه کتاب

 افتخارات افق

 خدمات فروش

 نمایندگیها و مراکز فروش

 

پیوندها

New Page 1

كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان ايران

ارميا (رضا اميرخاني)

اسدالله امرايي

انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان

تادانه

آرتميس فاول

عرفان نظر‌آهاري

چلچراغ

فرهاد حسن‌زاده

سوزان فلچر

كورنليا فونكه

انجمن نويسندگان كودك و نوجوان

قابيل

پل استر

ايران كارتون

کتاب برگزیده

روز هزار ساعت دارد

آمار بازدید کنندگان سایت

 

       2005 ©  نشر افق
كليه حقوق براي
نشر افق محفوظ است.
طراحي سايت:
ارتباط قرينه