محسن فرجي-نشريه افق امروز21 رمان كلاسيك و خاطرهانگيز بلنديهاي بادگير هنوز هم پس از گذشت ساليان بلند، جذابيت خود را حفظ كرده و خواندني است. بيترديد در اين ميان، تعليق داستاني و پرداختن به موضوعات انساني- عشق و جدال خير و شر- از عوامل اصلي پركشش شدن اين رمان بوده است. تاكنون هم از مناظر و زواياي گوناگوني به بلنديهاي بادگير پرداخته شده تا علل و عوامل ماندگاري آن بررسي شود. اما دراين ميان، موضوعي كه كمتر مورد بحث و بررسي قرار گرفته، نقش راوي در رمان اميلي برونته است. بلنديهاي بادگير با ورود يك نفر به منطقه و خانهاي غريب، آغاز ميشود. عجيب بودن روابط در آن خانه و ديدن يك شبح، باعث ميشود كه او به جستوجوي راز آدمهاي خانه برآيد. مرد مسافر براي يافتن پاسخهايش، با زن خدمتكار وارد گفتوگو ميشود و خدمتكار خانه، نقش راوي را برعهده ميگيرد تا سرگذشت شگفتانگيز دو خانواده و فرزندانشان را بيان كند. حتي در نقدها و بررسيهاي مختلفي كه در مورد اين رمان صورت گرفته، اشارهاي به نقش اين راوي ديده نميشود. اما اوست كه با وجود اول شخص بودن، نقش داناي كل را ايفا ميكند و با اشراف به همهي وقايع و اتفاقات، به تعريف قصه ميپردازد. انگار اساساً او قرار است بدون اين كه نقشي جدي در داستان ايفا كند، فقط يك نظارهگر دقيق و صادق باشد و همه آنچه را كه بر چند نسل گذشته است، بيان كند. بلنديهاي بادگير پر است از مرگومير آدمهاي داستان كه هر كدام به دليلي از دنيا ميروند و به جهان سايهها ميپيوندند. اما خدمتكار راوي، همچنان زنده ميماند تا روايت را ادامه دهد. گويي نوعي بيمرگي از سوي اميلي برونته بر راوي، تفويض شدهاست تا او بتواند قصه همه آدمها و سرگذشت ايشان را روايت كند. اين راوي، با آن كه خود را در ماجراها دخيل نميكند، اما در مواقع لزوم هم مانند خرد جمعي همه شخصيتهاي داستان عمل ميكند تا بحران را بر طرف كند. از اين منظر هم او در مقام يك داناي كل قرار ميگيرد كه ميتواند فراتر از توان و دانستگيهاي قهرمان داستان عمل كند و آنان را مواقع خطر، به جاده سلامت، هدايت كند. البته كه راوياني از جنس راوي بلنديهاي بادگير با گذشت زمان، از گردونه خارج شدند و مدرنيته، راوياني را در داستانها پديد آورد كه حتي به روايت خود هم ايمان نداشتند. اما اينها از ارزش رمان بلنديهاي بادگير و توانمندي اميلي برونته در خلق اين رواي هوشمند و مقتدر، نميكاهد و بيترديد، از عوامل موثر براي انتخاب بلنديهاي بادگير به عنوان بهترين رمان عاشقانه بريتانيايي، همين راوي آن است كه با روايت اين قصه جذاب و رمانتيك را به عهده داشته است. از سوي ديگر، پرداختن به مصائب و دغدغههاي شخصيت يك زن- آن هم در زماني كه هنوز بحثهاي داغ دفاع از حقوق زنان باب نشده بود- مقولهي ديگري است كه در جاودانگي اين اثر، تأثيري به سزا داشتهاست؛ چرا كه همواره زنان خوانندهي اين رمان، بخشي از روياها و خواستههاي خود را در كتاب بلنديهاي بادگير ميبيند. انگار كه اميلي برونته آيينهاي تمام قد در مقابل زنان گرفته است تا خود را بيواسطه و شفاف ببيند؛ آنهم در دوره و زمانهاي كه زنان به شدت زير سايهي مردان بودهاند و خود اميلي برونته مجبور بوده رمانش را به اسم يك نويسنده ي مرد منتشر كند! بايد به اين موضوع مهم، نوع تصويرسازيهاي درخشان اميلي برونته هم افزوده شود. اين تصاوير، علاوه بر ترسيم تابلوهايي چشمنواز در طول زمان، توانستهاند حال و هواي رواني آدمهاي داستان را هم ترسيم كنند و مخاطب را به اعماق وجود شخصيتها ببرند. علاوه برآن، جذابيت تصاوير بلنديهاي بادگير باعث شدهاست كه اقتباسهاي سينمايي متعددي از اين كتاب صورت بگيرد. رمان بلنديهاي بادگير با وجود سادگي و روايت خطياش كه خواندن آن را سهل و روان ميكند داراي وجوهي نمادين و لايههاي معنايي متعدد است. اساساً يكي از دلايل اين كه مخاطباني از قشرها و طيفهاي مختلف با سلايق و علايق متفاوت، طي سالياني بلند، مشتري اين كتاب بودهاند، همين است كه به خواستههاي تمام آنان پاسخ دادهاست. حتي اكنون كه آثار رمانتيسم ديگر مقبوليت چنداني در ميان مخاطبان جدي ادبيات ندارد، بنمايهي عاشقانه اثر، خوانندگان را به دنبال خود ميكشاند. بايد به اين ويژگيها، لحن و نگاه شاعرانه ي اميلي برونته و بهرهمندي هوشمندانهي او از عنصر فضا و معماري را نيز افزود. *** با اين همه، نميتوان از كنار اين موضوع به سادگي گذشت كه خواندن بلنديهاي بادگير براي مخاطب كمحوصلهي امروز كه وقت چنداني هم ندارد، دشوار و زمان بر است. به همين خاطر، گزينش نقاط اوج اين رمان و فشرده كردن آن در حجمي كمتر، باعث خواهد شد تا بلنديهاي بادگير همچنان خوانده شود. در تلخيصي كه از اين رمان صورت گرفته است، بدون تبديل شدن داستان به يك قصهي كليگوي، گزيدهاي خواندني از آن فراهم آمده است. اين خلاصهنويسي، اگرچه بخشي از طراوت اثر را ميگيرد، اما در نهايت باعث ميشود كه بلنديهاي بادگير در تاريخ ادبيات جهان به حيات خود ادامه دهد و به محاق فراموشي نرود.