English

  آخرین تاريخ بروز رسانی : سه شنبه ۰۹ شهريور ۱۳۸۹

اعضا

اشتراک خبرنامه

جستجو


جستجوي پيشرفته

پیوندها


پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان

واحد کودک موسسه افق

معرفی افق به دوستانتان

نام توصیه کننده :
ایمیل :

فروشگاه گلشهر

خبرنامه الكترونيكي افق

 آثار ما از چشم منتقدان

درباره‌ي دور دنيا در هشت و روز نصفي
کمربندها را ببندید


مرور و معرفی کتاب درخت مار
قلمرو ِ خفتگان


درباره «من من كله گنده» اثر محمدرضا شمس
بارش تخيل


زندگی «بخور و نمیر» پل استر

از پیشخدمتی تا کار روی نفتکش


از تمام کتاب‌های جان بنویل نفرت دارم
گفت‌و‌گو با جان بنویل برنده جایزه بوکر ۲۰۰۵


روي پله‌هاي كنسرواتوار، برگزيده داستان‌هاي كوتاه دونالد بارتلمي
دورريختني‌هاي بازيگوش و دوست داشتني


رامونا و مادرش:
براي همه دخترها و مادرها


دانش‌نامه‌ي تصويري نوآموز
يك دوستي به درد بخور


گنج‌هاي باباگرانده خسيس


 

 

حميدرضا شاه‌آبادي از «لالايي براي دختر مرده» گفت
زمين از پشت تلسكوپ


 

مينا زرساو

نشريه كتاب هفته- شنبه 8تير 1387

«وقتي زهره، يكي از دخترهاي كلاس دوم دبيرستان، آنچه را كه مي‌ديد براي ديگران شرح داد، هيچ‌كس حرفش را باور نكرد.زهره اين حرف را اولين‌بار به نزديك‌ترين دوستش مينا گفت و بالاخره خبر در تمام شهرك پيچيد.زهره مي‌گفت دختري را مي‌شناسد كه موهاي خاكستري دارد، دست‌هايش از آرنج به پايين سوخته و از همه مهم‌تر صدسال پيش مرده است.»
«لالايي براي دختر مرده»، عنوان كتابي از حميدرضا شاه‌آبادي است كه از سوي نشر افق منتشر شده و در اختيار علاقه‌مندان قرار گرفته است؛ رماني كه اگرچه براي نوجوانان نوشته شده، اما آن‌چنان كه بايد و شايد، پاسخگوي نياز و خواسته آنان نيست.گويي نويسنده، تنها به بيان دغدغه‌هاي ذهني خود درباره نوجوانان پرداخته و از مسائلي چون فرار دختران، آزارهاي جسمي و رواني كه بر آنان وارد مي‌شود، درك نشدن در خانواده‌ها و...سخن گفته است.نويسنده كه هنگام نوشتن داستان، در فضاي عجيبي به سر مي‌برد و نمي‌تواند به مخاطب و گروه سني خاصي بينديشد بلكه تنها درك و فهم خود از زندگي، اجتماعي و ادبيات را به روي كاغذ مي‌آورد و اين نوشته است كه پس از آفرينش، مخاطب خود را پيدا مي‌كند.
شاه‌آبادي معتقد است: «اگر شاعر يا نويسنده از دل مردم برخاسته باشد، درد و رنج آنها را احساس مي‌كند و ناخودآگاه از زبان آنان سخن مي‌گويد.اگرچه هر نويسنده‌اي به اين اميد مي‌نويسد كه نوشته‌اش خوانده و بررسي شود وگرنه چه نيازي به انتشار داستان وجود دارد.»
نويسنده داستان «ديلماج» در برابر اين نكته كه پرداختن به شخصيت‌هايي كه نوجوان هستند، به تنهايي موجب قرار گرفتن يك داستان در اين گروه سني نمي‌شود، مي‌گويد: «به هر حال، آنچه خلق شده، تعريف من از نوجوان و نوجواني است و نبايد فراموش كرد كه اين داستان از صافي ذهن من گذشته و در جاي‌جاي آن، ردپاي حميدرضا شاه‌آبادي نويسنده به چشم مي‌خورد؛ اما هر نويسنده‌اي مي‌كوشد تا شخصيت‌هايي كه خلق مي‌كند به واقعيت بيروني نزديك‌تر باشند.»
وي مي‌افزايد: «طرح‌هاي بسياري درباره اين كتاب در ذهن من بود اما آنچه نوشته شد و روي كاغذ آمد، با آنچه در ذهن من گذشت، بسيار متفاوت بود.براي مثال فصل «ميرزا جعفرخان منشي‌باشي» طرح كاملي بود و ميرزا جعفرخان بايد خانه به خانه مي‌رفت و ماجراهاي مختلف را مي‌شنيد اما تنها به يك خانه سر زد و با اهالي آن خانه صحبت كرد و آنچه نوشته شد به طرح ديگري تبديل شد به اين معني كه مردم شهر، آن‌قدر ترسيده بودند كه توان تعريف كردن ماجرا و آنچه بر آنها گذشته بود را نداشتند.»
نويسنده در اين مجموعه زمان و مكان را درهم مي‌آميزد و گذشته، حال و آينده را به هم پيوند مي‌زند: «خورشيد، هميشه در حال درخشيدنه، اين ما هستيم كه گاهي به اون پشت مي‌كنيم و مي‌گيم شب شده» به همين خاطر اگر روي سياره‌اي برويم كه مثلاً يك ميليون سال نوري با زمين فاصله دارد و از آنجا با تلسكوپ فوق‌العاده قوي به زمين نگاه كنيم، مي‌توانيم دايناسورها را ببينيم كه گام‌هاي سنگين و بلندشان، درخت‌ها را زير پا له مي‌كنند.»
نويسنده حتي فاصله شهرك ارغوان تا تهران را با زمان سنجيده است: «طول اين جاده را معمولاً با زمان مي‌سنجند نه با مسافت آن بر حسب كيلومتر.»
داستان «لالايي براي دختر مرده» با مرگ آغاز مي‌شود، با مرگ مهندس ارغوان، صاحب اصلي شركت و تمام مجتمع ارغوان؛ شهركي كه ويژگي آن، سكوت است، آن‌گاه به توصيف فضايي وهم‌آلود مي‌پردازد و مجتمعي را تصوير مي‌كند كه در آن، «آن‌قدر فضاي خالي وجود دارد كه بتواند همه اهل محل را خيالاتي كند.
نويسنده كه دلبسته تاريخ معاصر، به ويژه دوره مشروطه است و موضوع فروش دختران از دوره دانشجويي، ذهن او را به خود مشغول كرده، از انقلاب مشروطه، به عنوان يك حركت شهري ياد مي‌كند و مي‌گويد: «انقلاب مشروطه نياز مردم خاصي را پاسخگو بود و حتي مردم شهرهاي كوچك، به اميد رسيدن به منافعي خاص با اين انقلاب همراه شدند، حتي يكي از رهبران مشروطه بر اين باور بود كه مشروطه يعني اينكه از تهران براي شما كباب داغ مي‌آورند اما در عمل، هيچ‌كدام از اين جماعت به سود مالي كه در نظرشان بود نرسيدند و دلزده و نااميد شدند.»
شاه‌آبادي در «لالايي براي دختر مرده»، وضعيت دختران امروز عراق و افغانستان را با اوضاع آن دختران محل وقوع قصه‌اش مقايسه مي‌كند: «بعد از هر بمباران، تعداد آواره‌هاي افغاني، بيشتر مي‌شود.شهرها و روستاها امن نيستند، غذا به همه‌جا نمي‌رسد و طالبان و راهزنان محلي، هر چند وقت يكبار به دهات حمله مي‌كنند.»
شاه‌آبادي در توجيه مقايسه دختران قصه‌اش با دختران افغان مي‌گويد: «با بيان اين جمله‌هاي كلي در مورد تاريخ، نمي‌توان به سراغ گذشته خود برويم.چرا كه تنها متن مكتوب، ما را به تاريخ آشنا نمي‌كند و چيزهاي بسياري از جمله سفالينه‌ها، اشعار و...مي‌توانند گوشه‌اي از تاريخ را به ما معرفي كنند اما نوع بازگشت ما به تاريخ بايد متفاوت باشد.ما بايد آدم‌ها را در زمان و مكان خود بسنجيم و درك آن دوره را داشته باشيم.همچنين نبايد فكر كنيم كه آنچه مطرح شده، تمام آن چيزي است كه اتفاق افتاده بلكه مورخان، بخش‌هاي مهم را برمي‌گزينند و كمتر به زندگي مردم عادي مي‌پردازند.»
وي آشنا شدن با تاريخ را براي همه لازم مي‌داند و معتقد است: «با مطالعه تاريخ مي‌توان با تجربه ديگران آشنا شد و زندگي بهتري را تجربه كرد.به همين دليل بايد تمامي گروه‌هاي سني را با تاريخ آشنا كرد و كتاب «لالايي براي دختر مرده»، قطعاً يك رمان تاريخي نيست اما به گوشه‌اي از تاريخ اشاره و خواننده را به خواندن آن علاقه‌مند مي‌كند.»
شاه‌آبادي، تاريخ‌نويسي بي‌طرف را عين بي‌هنري مي‌داند و مي‌گويد: «محال است كسي آن‌قدر بي‌هنر باشد كه بي‌طرفانه به نگارش تاريخ بپردازد.ما پيش‌داوري‌هاي خاص خود را از هر واقعه و دوره تاريخي داريم به گونه‌اي كه حتي تاريخ‌نويسان هر دوره خاص چون مشروطه نيز، روايت‌هاي متفاوتي از وقايع و شخصيت‌هاي تاريخي بيان كرده‌اند و زيبايي تاريخ هم به نوشتن از زوايا و ديدگاه‌هاي مختلف است.»
اين نويسنده داستان‌هاي تاريخي در پاسخ به اينكه آيا به درستي بايد 30 سال از هر واقعه تاريخي بگذرد تا بتوان درباره آن نوشت مي‌گويد: «اين زمان براي آن است كه مورخان آن‌قدر از يك واقعه فاصله بگيرند كه بتوانند آن را به عنوان يك كليت پذيرفته و درباره‌اش بنويسند.اما وقايع، آن‌چنان به هم پيوسته است كه خواه‌ناخواه بر اتفاقات ديگر و حتي آنچه امروز به وقوع مي‌پيوندد هم تاثير مي‌گذارد.از سوي ديگر امروز، جريان اطلاعات به حدي زياد است كه گاهي نمي‌توان به سراغ بسياري از آنها رفت.
نويسنده در داستان «لالايي براي دختر مرده» از تبعات سوء برخي باورهاي غلط و رواج خرافات سخن گفته است.همچنين به تاثير بعضي حوادث و اتفاقات در زندگي انسان‌ها پرداخته و معتقد است: «تاثير حوادث بر زندگي انسان، بخشي از هسته فكري داستان را تشكيل مي‌دهد.»
همچنين نويسنده در گوشه‌گوشه داستان حضوري ملموس و محسوس دارد و حتي پدر مينا، يكي از شخصيت‌هاي داستان، خود واقعي اوست كه به درون ماجراهاي كتاب نفوذ كرده است.


 

 

فهرست موضوعی

سياست

رمان و مجموعه داستان...

طنز نوجوان

طنز

نثر كهن

مطالعات

رمان‌هاي كلاسيك

شعر امروز

شعر كودك

فهرست کامل موضوعات

 

مجموعه ها

داستان‌هاي اسطوره‌اي

ميراث همينگوي

مليكا و گربه‌اش

فهرست کامل مجموعه ها

 

گروههای سنی

نوجوان

بزرگسال

كودك

 

 

گوناگون

 پدید آورندگان

 مترجمان

 باشگاه کتاب

 افتخارات افق

 خدمات فروش

 نمایندگیها و مراکز فروش

 

پیوندها

New Page 1

كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان ايران

ارميا (رضا اميرخاني)

اسدالله امرايي

انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان

تادانه

آرتميس فاول

عرفان نظر‌آهاري

چلچراغ

فرهاد حسن‌زاده

سوزان فلچر

كورنليا فونكه

انجمن نويسندگان كودك و نوجوان

قابيل

پل استر

ايران كارتون

کتاب برگزیده

یک سبد بوی بهار

آمار بازدید کنندگان سایت

 

       2005 ©  نشر افق
كليه حقوق براي
نشر افق محفوظ است.
طراحي سايت:
ارتباط قرينه