English

  آخرین تاريخ بروز رسانی : چهارشنبه ۱۷ شهريور ۱۳۸۹

اعضا

اشتراک خبرنامه

جستجو


جستجوي پيشرفته

پیوندها


پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان

واحد کودک موسسه افق

معرفی افق به دوستانتان

نام توصیه کننده :
ایمیل :

فروشگاه گلشهر

خبرنامه الكترونيكي افق

 آثار ما از چشم منتقدان

نگاهي به كتاب جسط‌وجو نوشته انجي سيج
جسط‌وجويي در گذشته


رمان جنايي جديد بنجامين بلك (جان بنويل)« مرثيه براي آوريل»
زندگي آرام نويسنده نوآر


درباره‌ي رمان پسري از گوانتانامو

سفر به گوانتانامو


گفت‌وگو با مهدي غبرايي درباره رمان موج‌ها نوشته ويرجينيا وولف 


درباره‌ي دور دنيا در هشت و روز نصفي
کمربندها را ببندید


مرور و معرفی کتاب درخت مار
قلمرو ِ خفتگان


درباره «من من كله گنده» اثر محمدرضا شمس
بارش تخيل


زندگی «بخور و نمیر» پل استر

از پیشخدمتی تا کار روی نفتکش


از تمام کتاب‌های جان بنویل نفرت دارم
گفت‌و‌گو با جان بنویل برنده جایزه بوکر ۲۰۰۵


روي پله‌هاي كنسرواتوار، برگزيده داستان‌هاي كوتاه دونالد بارتلمي
دورريختني‌هاي بازيگوش و دوست داشتني


دانش‌نامه‌ي تصويري نوآموز
يك دوستي به درد بخور


گنج‌هاي باباگرانده خسيس


 

 

جایی آن پشت‌ها بر بستر رودخانه اُدر


 

علی عبداللهی: تصور ما از ادبیات آلمانی زبان معمولا دو گونه است: نخست ادبیات كلاسیك آلمانی زبان، شامل گوته، شیللر، هولدرلین و... و دوم ادبیات بعد از 1900 و بیشتر ادبیات بعد از جنگ جهانی دوم. واضح است كه اطلاعات ما از هر دوی اینها، شكسته بسته و همراه با گسست و پاره‌پاره است. هنوز مجموعه آثار گوته و شیللر و هولدرلین به طور كامل در نیامده، ولی در عوض سه ترجمه از فاووست آن‌هم از زبان‌های دیگر داریم. یا سه ترجمه از دیوان غربی – شرقی، صرفا به خاطر اینكه متاثر از ادبیات ایران است و به ستایش از ما پرداخته و... اما شعر‌های دیگر گوته، غایب‌اند در زبان فارسی. از شیللر، فقط چند نمایش ترجمه شده، از چكامه‌ها و شعر‌های درخشانش جسته گریخته، آثاری را خوانده‌ایم و از هولدرلین هیچ اثر مستقلی در نیامده. در زمینه ادبیات قرن بیستم هم، با وجود آثار زیادی به فارسی، باز هم، در موارد بسیاری ترجمه‌های تسوایگ، بل، هسه، كافكا و... از زبان‌های دیگر انجام گرفته‌اند. البته در مورد ادبیات زبان‌های دیگر هم قضیه درست همین طوری است و شاید هم بدتر از این باشد. مثلا از جاكومو لئوپاردی ایتالیایی گرفته تا پوشكین روسی، از شكسپیر انگلیسی گرفته تا ویتمن آمریكایی و بسیاری دیگر یا هیچ اثری نداریم یا كمتر در فارسی ترجمه‌های دندان‌گیر و درست و درمانی وجود دارد. اما در زمینه ادبیات آلمانی زبان، صرف‌نظر از وجود كاستی‌های زیاد و شناخت نسبتا كم ما و پایین بودن سطح برخی ترجمه‌ها، رفته‌رفته این سنت دارد جا می‌افتد كه آثار از خود زبان آلمانی ترجمه شوند و خوشبختانه بسیاری از برگردان‌ها، درخور توجه و شایسته تقدیرند و این به نظرم پیشرفت كمی نیست. اگر 50 سال پیش، آثار آلمانی از زبان‌های دیگر درمی‌آمد و شمار مترجمان آلمانی به انگشتان یك دست هم نمی‌رسید، امروزه مترجمان بسیاری، شاید بیش از 15 نفر، مستقیما از زبان آلمانی ترجمه می‌كنند و این اگر چه كافی نیست ولی نوید پیشرفتی در حد و اندازه داشته‌ها و امكانات و تلاش‌های ماست. بسیاری از ما خوانندگان ایرانی، از ادبیات معاصرآلمانی زبان بیش از همه بل، گراس، كافكا، هسه، برشت، ریلكه، توماس و هاینریش مان و چند تایی دیگر را می‌شناسیم و هر چه خوانده‌ایم، مضامین‌اش یا درباره جنگ و پیامدهای آن بوده، یا درباره گناه جمعی آلمانی‌ها در جنگ جهانی و بیزاری از جنگ، یا مبارزه با فاشیسم، یا ادبیات چپ، یا رفاه جامعه صنعتی دهه 70 و مضامینی دراین حول و حوش بوده است.
اما نسل تازه ادبیات آلمانی، چه شاعران و چه نویسندگان، از اواخر دهه 80 و آغازدهه 90 به این طرف، دیگر نه خود را موظف به اعتراف به گناه جمعی پدرانش می‌داند، نه داعیه رهبری جهان با افكار چپ دارد، نه همانند سال‌های 30 و 40 در پی بازی‌های زبانی واعجازهای دستوری است و نه می‌خواهد در پیچ‌وخم‌های فاضلانه آثاری شگفت، اما به دور از زندگی جاری، خواننده را گیج ومنگ كند. نسل امروز از عشق، زندگی، اندوه و انسان‌های بی‌آرمان با زبانی ساده می‌نویسد. از محیط زیست و جامعه فراصنعتی و حقوق اقلیت‌ها و حقوق بشر در عرصه‌ای می‌نویسند كه دیگر معنای ادبیات، كنش و سازوكار اثر ادبی، به كل دگرگون شده و دیگر نه تاثیر گذشته را برجا می‌گذارد و نه می‌خواهد چنان رسالتی بردوش داشته باشد كه پس از پیاده شدن مدل‌های پیشنهادی‌اش، مثلا به جای ایجاد آرمانشهرهای فرضی، شاهد زندان‌های مخوف ایدئولوژی و وهن انسان باشد. باری، نویسندگان و شاعرانی چون، پتر اشتام، آلبرت اوسترمایر، الیانا ترویانوف، یودیت هرمان، میشائیل كروگر، اینگو شولتسه، زیبیله برگ، یولیا فرانك، سعید، ایلما راكوزا، دوریس دوریه، اووه تیم، كاتارینا هاكر و... امروزه به مضامین جدیدی می‌پردازند كه به كل حتی با دغدغه‌های كسانی چون گونتر گراس همخوانی و هم‌صدایی اندكی دارد. ممكن است در مواردی از نظر زبانی وامدار بل و كافكا باشند، اما از نظرمضمون قطعا با آنها متفاوت است. این ادبیات هم رفته رفته دارد راهش را به زبان فارسی باز می‌كند. نخستین گام‌های قابل تقدیر و چشمگیر در این زمینه را اخیرا محمود حسینی‌زاد، مترجم و داستان نویس برداشته است. با ترجمه سه جلد كتاب داستان «حمایت از هیچ» نوشته هارتموت لانگه، نشركاروان 1384، «گذران روز» نشر ماهی، 1384، نوشته هرمان، شولتسه، برگ، و فرانك. و اخیرا كتاب «این سوی رودخانه اُدر» مجموعه داستان‌های یودیت هرمان، نشر افق 1386.
در این سه كتاب به معنای واقعی می‌توان دغدغه‌های بخش برجسته‌ای از نویسندگان نسل نو را یافت: زبان ساده، روابط امروزی و ساختار‌های متفاوت داستانی، تا اندازه وامدارهمینگوی، ریموند كارور و نویسندگان دیگر آمریكایی. آرمان‌گریزی موجود در این كتاب‌ها، مسئله‌ای جهانی در زمانه فروپاشی ایدئولوژی‌ها و ایسم‌هاست كه در این آثار تبلور یافته‌اند. زندگی روزمره و پیچیدگی‌های خاص امروزینش، در سردی روابط پساصنعتی و فردگرایی بی‌اندازه و افراطی و عشق‌های بی‌سرانجام، سرانجامی از آن دست كه در آثار پیشین ادبیات آلمانی به نوعی ستایش می‌شد، نمودی بارز دارد. تنوع فرم‌ها و ساختارهای روایی زاییده عصر نسبی‌گرایی و شتاب عصر اینترنت و نیز تن زدن از هرگونه واكاوی روان‌شناختی شخصیت‌ها و گریز از كلیشه‌ها از دیگر مشخصه‌های نویسندگان امروز است كه از پنج نفرشان در این سه كتاب داستان‌هایی آمده.
محمود حسینی‌زاد پیشتر آثاری از برشت، ژان ژنه و سه‌گانه جنایی ـ پلیسی فریدریش دورنمات، «قول»، «قاضی و جلادش» و «سوءظن» را از آلمانی ترجمه كرده است و نیز خودش هم مجموعه داستانی به نام «سیاهی چسبناك شب» دارد. مترجم در سه اثر یادشده در بالا و نیز در آثار دیگرش، همواره می‌كوشد زبانی روان، خوشخوان وامروزین را برای ترجمه انتخاب كند كه از این حیث موفق بوده است. این زبان با انعطاف عجیب و روانی‌اش، خواننده را جذب خود می‌كند و وامی‌دارد كه آثار را تا به انتها بخواند. از این رو، ترجمه این آثار، به‌ویژه «این سوی رودخانه اُدر»، فتح باب خوبی برای آشنایی فارسی زبانان با ادبیات به قول مترجم «حال حاضرآلمانی زبان» است. ادبیاتی كه كمتر می‌شناسیم‌اش و كمتر ربطی به آثار پیشین موجود از ادبیات آلمانی زبان در زبان فارسی دارد. «جایی آن پشت‌ها رودخانه اُدر جاری است، خودش را روی بسترش قایم كرده. جایی آن اطراف هم كنستانتزه دارد قدم می‌زند؛ گردش روزانه‌اش را انجام می‌دهد در این گرمای بعدازظهر. بچه در آشپزخانه خوابیده، خسته از این تابستان. كوبرلینك زنبوری را می‌تاراند، فكر پاییز است.» (ص 52). این سوی رودخانه اُدر، به گونه‌ای تمثیلی، در واقع سفری است به این سوی روخانه امروز ادبیات آلمانی زبان، با مضامینی گاه مانوس وگاه نامانوس برای ما خوانندگان ایرانی. امید است این روند از سوی مترجم و مترجمان دیگر ادامه یابد و ما با ادبیات پویای جوانان امروز آلمانی زبان آشنا شویم.


 

 

فهرست موضوعی

سياست

رمان و مجموعه داستان...

طنز نوجوان

طنز

نثر كهن

مطالعات

رمان‌هاي كلاسيك

شعر امروز

شعر كودك

فهرست کامل موضوعات

 

مجموعه ها

داستان‌هاي اسطوره‌اي

ميراث همينگوي

مليكا و گربه‌اش

فهرست کامل مجموعه ها

 

گروههای سنی

نوجوان

بزرگسال

كودك

 

 

گوناگون

 پدید آورندگان

 مترجمان

 باشگاه کتاب

 افتخارات افق

 خدمات فروش

 نمایندگیها و مراکز فروش

 

پیوندها

New Page 1

كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان ايران

ارميا (رضا اميرخاني)

اسدالله امرايي

انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان

تادانه

آرتميس فاول

عرفان نظر‌آهاري

چلچراغ

فرهاد حسن‌زاده

سوزان فلچر

كورنليا فونكه

انجمن نويسندگان كودك و نوجوان

قابيل

پل استر

ايران كارتون

کتاب برگزیده

بیا برویم خانه، خرس کوچولو

آمار بازدید کنندگان سایت

 

       2005 ©  نشر افق
كليه حقوق براي
نشر افق محفوظ است.
طراحي سايت:
ارتباط قرينه