با خجسته كيهان درباره كتابهاي استر و سوالهايش همهچيز يك اتفاق است
آذر اسدي همشهري- 19 مهر
پلاستر امسال 60ساله شده، او نوشتن را از 25 سال پيش شروع كرد، اما اولين كتابش سال 80 در ايران چاپ شد. «شهر شيشهاي» اولين كتاب استر بود كه در جهان و ايران منتشر شد. اولين كتاب استر را 15 ناشر رد كردند. شانزدهمين ناشر كتاب او را چاپ كرده و خيلي زود مورد توجه منتقدان ادبي و مردم قرار گرفت. استر خيلي زود در رده نويسندگان درجه يك جهان قرار گرفت، حالا كتابهاي او در چاپ اول خود 10 ميليون تيراژ دارد. او در كنار رمانهايي كه نوشته، 4 فيلمنامه هم نوشته كه در جهان ادبيات مشهورند، اما در ايران ترجمه نشدهاند. «لولوروي پل»، «سيگار كشيدن»، «تكرار ميكني و گوش نميدهند» و «زندگي دروني مارتين فراست» نام فيلمنامههاي اوست. اولين كتاب پل استر، «شهر شيشيهاي» را خجسته كيهان در ايران ترجمه كرد. اين كتاب سرنوشت خوبي پيدا نكرد، توزيع بد آن باعث شد كتاب اصلاً ديده نشود. ترجمه آن كتاب شروعي شد براي آشنا شدن خوانندهاي ايراني با استر. خوانندگان ايراني هم خيلي زود با فضاهاي تلخ و سرد كارهاي استر رابطه برقرار كردند و حالا او از نويسندگان مورد علاقه خوانندههاي ايراني است. يكي ديگر از كتابهاي استر به نام «ديوانگي در بروكلين» ماه گذشته در ايران ترجمه شد. اين كتاب را نيز خجسته كيهان ترجمه كرد. اين كتاب سال 2005 در آمريكا و كانادا چاپ شده بود. ديوانگي در بروكلين كتاب مورد علاقه مخاطبان استر نبود، چون تلخياش كم بود. چاپ اين كتاب بهانهاي شد تا با كيهان كه بيشتر كتابهاي استر را ترجمه كرده درباره دنياي استر حرف بزنيم.
*با كتابهاي استر چطوري آشنا شدهايد؟ مدت زيادي فرانسهبودم. در اين كشور استر خيلي طرفدار دارد. كتابهاي استر قبل از اينكه در آمريكا چاپ شود در فرانسه چاپ ميشود. تمام مجلههاي معتبر درباره او مينوشتند، من هم وقتي كتابهايش را خواندم تفاوتش با بقيه را حس كردم. او نويسندهاي است كه هم مورد توجه منتقدين است، هم مورد توجه مردم، او در حالي كه از بقيه مردم جلوتر است مورد توجه مردم قرار ميگيرد. استر در كل نويسنده متفاوتي است. *اين تفاوت در چيست؟ استر تلخي فضاهاي سياه را خيلي خوب ترسيم ميكند، مثلاً در شهر شيشهاي از اول شما يك آدم پاكباخته را ميبينيد؛ آدمي كه حتي شهر و هويتش ديگر شناخته شده نيست. يعني از اول ماجرا هويتش را از دست داده است. *نگاه استر به هويت شرقي است يا غربي؟ به نظر من خيلي غربي است. كيم قهرمان شهر شيشهاي زن و بچه و شغلش را از دست داده و هويتش به اين چيزها بستگي داشته. محل زندگياش را هم از دست داده. در غرب هويت آدمها به اين شكل متزلزل ميشود، اما اين مساله در شرق به اين شكل مطرح نميشود. ما در غرب آدمهاي بيخانماني را ميبينيم كه هيچچيزي ندارند. *بيشتر كارهاي استر با از دست دادن شروع ميشود و با اتفاق پيش ميرود؟ خيلي خيلي زياد اين ويژگي را دارد. همه كارهاي استر براساس اتفاق پيش ميرود. در شب پيشگويي، هيولا و ديوانگي در بروكلين اتفاق همهچيز را جلو ميبرد. اتفاقهاي كار استر اين قدر خوب ميافتد كه براي خواننده جالب است. استر هميشه ميگويد، همه چيز اتفاق است و اتفاق مثل سرنوشت، كور و از پيش تعيين شده نيست. اتفاق به نظر استر شبكه وسيعي است از همه چيزهاي دور ما. *خواننده استر براساس همذاتپنداري با كتابهاي او داستانش را ميخواند يا براي ارضاي حس كنجكاوي؟ همذاتپنداري. علاوه بر اين خواننده يك داستان خوب ميخواند. فضاهاي خاك گرفته و نمور و تاريك و سرد خواننده را از خواندن منصرف نميكند. ساختار داستان استر اينقدر جذاب است كه خواننده، كتب را زمين نميگذارد. *ميتوانيم بگوييم استر از آن گروه نويسندگاني است كه خودش را روايت ميكند و براساس زندگي پيچيدهاش خوب مينويسد؟ كاملاً. استر جواني خيلي سختي داشته است. در تمام كارهايش يك شخصيت، خود استر است. راوي كتاب هيولا، خود استر است. اتفاقهايي هم كه برايش ميافتد دقيقاً براي استر افتاده. اصولاً هزار دليل غير از استعداد باعث ميشود كه يك نفر نويسنده شود، استر هم شامل حال اين جمله است. استر در زندگي خودش رابطه خوبي با پدرش نداشته، وضعيت مالي خوبي هم نداشته اما يك چيز را مطمئن بوده، اين كه ميخواسته نويسنده شود. براي همين شهر شيشهاي را پيش از 16 ناشر ميبرد تا بالاخره چاپ ميشود. بعد از مرگ پدر استر، و ارث زيادي كه به او ميرسد و او ميتواند با آسايش خطر نوشتن را ادامه دهد. *براي همين استر نويسنده پركاري است؟ چون از بيشتر كتابهايش استقبال خوبي هم شده. *ديوانگي در بروكلين هم مورد توجه بود؟ مثل همه كارهاي استر از آن استقبال نشد، چون آن فضاهاي تلخ كارهاي استري در آن كم است. *استر نويسندهاي آمريكايي است، اما شخصيتها و داستانهايش شبيه داستانهاي ادبيات فرانسه است؟ استر هم تحتتاثير نويسندگان آمريكايي است، هم فرانسوي. استر، پلات و طرح داستان را خيلي خوب مينويسد، اما شخصيتهاي كارش در جاهايي شبيه فرانسويهاست. هم از كامو تاثير گرفته، هم از آلنپو. *شما به عنوان مترجم كارهايش با استر تماس هم گرفتهايد؟ نشر افق ميخواست استر را دعوت كند ايران كه نشد. من نامهاي برايش فرستادم آن موقع داشتم كشور آخرينها را ترجمه ميكردم. بعد از مدتي منشياش تماس گرفت و گفت كه پل از ترجمه كارهايش ناراحت نيست و گفته اگر مشكلي در ترجمه داريد بهتان كمك كند. برنامه ايران آمدن استر عملي نشد، ولي ما كتابش را بعد از چاپ برايش فرستاديم. *براي كتابهاي استر تبليغ خاصي هم ميشود؟ نه، استر الان خيلي مشهور است. اين قدر مشهور است كه هر چيزي كه مينويسد مخاطب دارد. تبليغهاي غيرمعمول و ويژه برايش انجام نميشود، ولي همه دنيا از چيزي كه او مينويسند خبردار ميشوند. *كي ترجمه ديوانگي در بروكلين تمام شد؟ 2 سال پيش. به خاطر چه اينقدر دير چاپ شد؟ هم در انتشارات و هم مدت طولاني در ارشاد ماند. *كتابهاي استر حذفي زياد دارد؟ من خودم پاراگرافهايي كه مطمئنم حذف ميشود، در كتاب نميگذارم، اما به نسبت نويسندههايي مثل ويرجينياوولف، استر كمتر حذفي دارد. *فكر ميكنم چون شگرد استر در نشان دادن تنهايي آدمهاست؟ بله، مساله استر تنهايي است و سوالهايي كه دارد. همه كتابهايش پر از چراست. اين كه چرا اين اتفاقها ميافتد. *فكر ميكنيد استر در نهايت جواب سوالهايي كه خودش ميپرسد، ميدهد؟ نه. سوالهاي استر در همه كتابهايش تكرار ميشود، در همه كتابهايش سوالهايي كه درباره تنهايي، هويت، تلخي و اتفاق دارد به شكلهاي مختلف مطرح ميكند.