رضي هيرمندي از طنز و ترجمه ميگويد فوايد گوزن شاخدار
رضي هيرمندي مترجم نامآشنايي است كه او را با مجموعه ترجمههاي دوزبانهاش از آثار شل سيلوراستاين به خوبي به ياد ميآوريم. طنز مورد نظر هيرمندي، طنز ويژهاي است كه در موارد بسياري كودكان و نوجوانان نيز ميتوانند از آن بهرهمند شوند. مجموعه كتابهايي از دكتر زيوس را كه معروفترين نويسنده ادبيات كودك و نوجوان در آمريكاست ميتوان از اين دست آثار به شمار آورد كه در عين آن كه مخاطب كودك ميتوان آن را بخواند، مخاطب بزرگسال نيز ميتواند به سادگي با آن ارتباط برقرار كند. هيرمندي هميشه در اين حوزه دغدغه ترجمه آثار خوب را با خود داشته است و مجموع تلاشهاي او اغلب نمره قبولي گرفته است. او در اين حوزه، تاليفاتي هم انجام داده است كه از آن جمله ميتوان به كتاب «از شكوفه تا درخت» اشاره كرد كه توسط كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان انتشار يافته است. اين كتاب به زبان انگليسي نيز ترجمه و منتشر شده است. همچنين از اين نويسنده كتاب «اگر من نباشم» به تازگي به چاپ سوم رسيده و كتاب «در هر دل آوازي هست» نيز براي نخستينبار توسط انتشارات «بهنشر» به بازار كتاب عرضه شده است. آثار و ترجمههاي هيرمندي كه ميتواند مخاطبان كودك و بزرگسال داشته باشد، پلي بين اين دو نسل به حساب ميآيد كه اين پل را ميتوان محل استقرار نوجوانها دانست. وي در اين باره ميگويد: «ما در حوزه كودكان، خردسالان و جوانان كتابهاي قابل توجهي داريم، اما جاي خالي و شكافي كه وجود دارد به بخش نوجوان مربوط ميشود. در سنين بين 9 تا 14 سال كمبودهاي بسياري چه در بخش تاليف و چه ترجمه احساس ميشود. در واقع هيچگاه اين بخش را به طور جدي مورد توجه قرار ندادهايم.» او اضافه ميكند: «من كتابهايي در دست ترجمه دارم كه مربوط به اين گروه سني است كه به گمانم كتابهاي خوبي هستند. اين كتابها در همان فضاي كارهاي خوبي هستند. اين كتابها در همان فضاي كارهاي پيشيني قرار دارند كه پيش از اين نيز مورد توجه قرار دادهام. يعني به حوزه طنز مربوط ميشوند.» هيرمندي با بيان اينكه قصد دارد تلاش بيشتري براي ترجمه كتابهاي اين گروه سني انجام دهد ادامه ميدهد: «با توجه به اين كه پيش از اين براي اين گروه سني نه كار تاليفي قابلتوجهي در عرصه طنز انجام شده است و نه كار ترجمه، اين انتظار از نويسندگان و مترجمان وجود دارد كه اهميت كار در اين حوزه را دريابند. در اين زمينه بسيار كمكاري شده است و اين جاي تاسف دارد.» اين مترجم و نويسنده اعتقاد دارد كه ما بزرگترها به دليل مشكلات جامعه صنعتي و شهرنشيني، خواسته يا ناخواسته، عبوس شدهايم. مشكلات زندگي و ناملايمات، ما را از طنز عميق و هنري دور كرده است و از سويي، اين عبوس بودنمان به بچههايمان هم منتقل شده است و همينها باعث شدهاند كه توليد طنز اصيل براي نوجوانها مورد بيمهري قرار بگيرد.» رضي هيرمندي در توضيح بيشتر ميگويد: «من با داستانهاي خوفناك كه اين روزها مورد علاقه بسياري از نوجوانهاست، هيچ مخالفتي ندارم؛ اما معتقدم يكي از دلايلي كه نوجوانها با حداكثر سرعت به سمت چنين ژانري گرايش پيدا كردهاند غافل ماندن از ژانر طنز است. داستانهاي خوفناك به خودي خود ايجاد نوعي هيجان ميكنند كه اين هيجان يكي از ضروريات اين گروه سني است اما كمبود داستانهايي در حوزه طنز، گرايش آنها را به سمت اين نوع از نوشتار، بالا برده است.» هيرمندي ميافزايد: «به جز استثنائاتي كه در حوزه ادبيات كودك و نوجوان منتشر شده، ما اغلب به نوعي كليشهسازي و گرتهبرداري از روي دست هم پرداختهايم. اگر كارهايي را كه در جاهاي ديگر دنيا براي خردسالان شده است ببينيم و بخواهيم آن را با كارهايي كه در ايران انجام شده مقايسه كنيم، ما بسيار كم كار كردهايم. در واقع ما در عرصه قصهنويسي براي كودكان، تكثر نداشتهايم.» هيرمندي در ادامه درباره تعلق خاطرش به اين نوع طنز ميگويد: «در زمان كودكي ما، اين همه آثار طنز وجود نداشت. طنزي كه ما به عنوان كودك و نوجوان ميشناختيم در واقع متعلق به بزرگسالان بود. از قفسه كتابخانه پدرم، عبيدزاكاني را برميداشتم و ميخواندم. متني كه اگرچه برايم بسيار سنگين بود، اما با اين حال ميخواندم. يا بعضي از روايتهاي طنز سده اخير را دوست داشتم. بزرگتر كه شدم مجلههاي طنزآميز را ميخواندم. بعدها كه افق ديدم بازتر شد هاكلبريفين و تام ساير هم به مجموعه كتابهاي مورد علاقهام اضافه شد.» هيرمندي با بيان اينكه قدري از علاقهاش به طنز ذاتي است، اضافه ميكند: «آموزش نيز بخش مهمي در پرورش قوه طنز من دارد و اين به محيطي كه در آن بزرگ شدهام بسيار مرتبط بوده است.» او به ابتداي كارش در عرصه ترجمه اشاره ميكند و ميگويد: «حال كه به گذشتهام نگاه ميكنم فكر ميكنم اگر از نخستين روزي كه كار ترجمه را آغاز كردم- از لحاظ ذهني- در جايي بودم كه حالا هستم، تا اين اندازه به بيراهه نميرفتم، چرا كه به طور مثال من كتابهاي آكادميك زيادي درباره زبانشناسي ترجمه كردهام. اگر زماني كه «درخت بخشنده» را به عنوان اولين كتابم ترجمه كردم همان راه را ادامه ميدادم، حالا در وضعيت رضايتبخشتري بودم و ديگر كتابهاي متفرقه را ترجمه نميكردم.» اين مترجم به كساني كه كار ترجمه را آغاز كردهاند سفارش ميكند كه كار خود را به طور تخصصي ادامه دهند و درتوضيح بيشتر ميگويد: «البته اين به آن معنا نيست كه تجربههاي ديگري نداشته باشند، اما هركسي بايد تخته پرش خود را بشناسد، بداند كه گرايشش به كدام سمت است و توانايياش در چيست. يكي از اصليترين دلايل موفقيت مترجمهاي خوبي مانند نجف دريابندري، مهدي غبرايي، محمد قاضي و خيليهاي ديگر، در كارهاي تخصصيشان است. آنها هميشه سعي داشتهاند در يك حوزه و به صورت بسيار تخصصي كار كنند.» او ميافزايد: «توصيهام به عنوان كسي كه سالهاست ترجمه ميكند و در اين كار افت و خيزهايي هم داشته است، براي كساني كه در حوزه طنز كار ميكنند، اين است كه دقيقاً براي خود مشخص كنند كه قصد دارند در چه حوزهاي كار كنند. به طور مثال اگر ميخواهند در حوزه طنز كار كنند معلوم باشد كه چه نوع طنزي و براي چه گروه سني مدنظرشان است.» هيرمندي معتقد است براي تشخيص خوب يا بد بودن يك ترجمه لازم نيست به زبان مبدا مسلط بود. او ترجمه خوب از يك اثر خوب را بازتاب مناسب آن در زبان مقصد معرفي ميكند و معتقد است كه ترجمه خوب آن است كه هركسي كه آن را بخواند، بگويد با يك اثر خوب به زبان فارسي روبهرو شده است. او در توضيح بيشتر ميگويد: «البته در مقابل اين نظر كه «نمك ترجمه خوب، لحن ترجمه است» برخي اعتقاد دارند كه اين لحن نبايد براي خواننده فارسيزبان خيلي ناخوشايند باشد. رضي هيرمندي به حس طنز دوستي ايرانيها اشاره ميكند و بر اين باور است كه به نياز و دلبستگي ما به طنز از طرف نويسندگان و مترجمهاي ايراني به خوبي پاسخ داده نشده است. رضي هيرمندي، مترجم پركاري است. او كتابهاي جديد بسياري را آماده چاپ دارد. كتاب كوچك و طنزآميزي از برتراند راسل بهنام «الفباي شهروند خوب و تاريخ جهان در يك كلام» يكي از اين كتابهاست. وي درباره ديگر كتابهاي آماده چاپش ميگويد: «كتاب «گوزن شاخدار فايدش چيه» نوشته مارتين وادل كه جايزه هانس كريستين اندرسن را برده است از مجموعه قصههاي «خرس بزرگ و خرس كوچولو» نيز آماده چاپ است. از اين مجموعه پنج كتاب با ترجمه من چاپ شده است كه انتشارات علمي و فرهنگي آن را منتشر خواهد كرد.» كتاب «هواخوري با پروانك» نيز يك اثر تاليفي از هيرمندي است كه براي چاپ در انتشارات علمي و فرهنگي است. اين كتاب، داستاني است براي كودكان. «فرهنگ گفتههاي طنزآميز» او را كه انتشارات فرهنگ معاصر منتشر كرده بود نيز به چاپ سوم رسيده است. او پس از آن فرهنگ شيطان را هم به چاپ رسانيده است. در واقع نام كتاب «آنكل شلبيزاي بيزي» است؛ كه من براي اين كه اين شيطنت شل سيلوراستاين را در تغيير الفباي «ايبيزي» در ترجمهام آورده باشم، نام آن را به الفبا تغيير دادم.