عبور از طلسم قصههاي دربند يادداشتي بر كتاب «قرن» نوشته، ساراسينگلتون
عليالله سليمي
نويسندگاني كه براي گروههاي سني كودكان و نوجوانان داستان مينويسند معمولاً از عنصر تخيل در حد بالايي استفاده ميكنند. مخاطبان اين ادبيات خاص هم معمولاً علاقه فراواني به تخيل در داستان دارند كه باعث ميشود اكثر آثار شاخص در اين زمينه از لايههاي قوي تخيل برخوردار باشد. در اين ميان اگر ساختار دروني يك اثر داستاني تركيبي از در هم تنيدگي داستان در داستان باشد، آنوقت عنصر تخيل طبعاً افزايش مييابد. داستان «قرن» در رديف همين كتابهايي است كه ساختار دروني آن به شكل داستان در داستان است. نويسنده ترجيح داده با آوردن مقدمهاي كوتاه كه آن هم بخشي از تكنيكروايي داستان است، روايت قصه را به يكي از افراد حاضر در داستان اصلي واگذار كند. «مرسي گاليله ناورگا» شخصيت اصلي و محوري داستان قرن است. او در طول داستان روايتهاي پراكنده داستاني را در كنار هم ميچيند كه در سالهاي دور اتفاق افتادهاند و پيش از اين در قالب كتاب گردآوري و ثبت شدهاند. ماجراهاي كتاب ظاهراً سرگذشت خانوادگي «مرسي» است كه حدود يك قرن پيش اتفاق افتادهاند و پدر مرسي آنها را در قالب كتابي نوشته است. زندگي كنوني مرسي هم در هالهاي از رويدادهاي فراواقعي پوشانده شده است. او مدام ارواح را در پيرامون خود ميبيند و حتي به نوعي با آنها ارتباط دارد. تراجان (پدرخانواده) با قرار دادن دو دختر (مرسي و چريتي) در يك زمان طلسم شده، آنها را از واقعيتهاي روزمره دور نگه داشته است. همين قرار گرفتن در يك حالت بيزماني، بسياري از واقعيتهاي زندگي را از ياد دختران كوچك ربوده و آنها را نسبت به بسياري از رويدادهاي پيرامونشان بياطلاع كرده است. اين زيستن در موقعيت بيزماني، فضاي فعلي داستان را براي آگاهي از شكلگيري رويدادهاي پيشين آماده و فراهم كرده است. كلاديوس يكي از شخصيتهاي رويدادهاي پيشين به زمان كنوني داستان ميآيد و ملاقاتي با مرسي برقرار ميكند. او ماجراي مرگ مادر مرسي را به او يادآوري ميكند و همين موضوع باعث ميشود مرسي در پي كشف ماجراهاي پنهان در زندگي خود و خانوادهاش بپردازد. پنجره واقعي مرسي براي تماشاي دنياهاي خيالياش كتابي است كه پدرش نوشته و در آن تمامي ماجراهاي خانوادگي را به وضوح شرح داده است. مرسي از هر فرصتي براي دستيابي و خواندن كتاب پدرش استفاده ميكند و سرانجام تصميم ميگيرد با توجه به اطلاعاتي كه از آن كتاب به دست آورده و اتفاقاتي كه خود در آنها حضور داشته و يا به نوعي ارتباطي با آنها داشته، كتاب جديدي بنويسد كه اين بار همان وقايع از زاويه ديد خود او (مرسي) روايت شود. او هم مانند پدرش اسم كتابي را كه مينويسند «قرن» ميگذارد و در آن وقايع يك قرن اتفاقات خانوادگياش را مينويسد. گويي كتاب قرن داستان ماندگاري است كه هر بار توسط يكي از اعضاي خانواده نوشته ميشود و به عبارت ديگر با كشف حقايقي هر چند كوچك در هر بازنويسي بخشي از زواياي پنهان آشكار ميشود. از محورهاي اساسي قصه قرن ماجراجويي است كه مرسي در آن شركت ميكند و فضايي را كه داستان را با اعمال و رفتارهاي خود به تكاپو و جنبش واميدارد. پدرش از اهداف او آگاه ميشود و نصيحت ميكند كه دست از ماجراجويي بردارد اما مرسي با پرسيدن سوالهايي كه ريشه در گذشتههاي دور دارد پدر را به نوعي در جريان تلاشهاي مصمماش ميگذارد. در اين ميان دانستن چگونگي مرگ مادر براي مرسي بهانهاي ميشود كه سفر به گذشته را با جديت تمام دنبال كند. او در اين سفرهاي مكاشفهآميز علاوه افرادي كه پيش از اين آنها را ميشناخته با افراد و چهرههاي تازهاي هم آشنا ميشود كه آنها نيز در سرنوشت خانواده او موثر بودهاند و هر يك به سهم خود در شكلگيري ماجراهاي كتاب قرن پدر حضور داشتهاند. مرسي و خواهرش در ابتداي داستان در يك موقعيت و فضاي شبانه زندگي ميكنند. آنها در طول روز ميخوابند و شبها بيدار ميشوند. در ادامه به هر ميزان كه مرسي به وقايع گذشته آگاهي مييابد به همان ميزان از دنياي شبانه فاصله ميگيرند. در پايان داستان وقتي مرسي تقريباً به تمام اتفاقات گذشته آگاهي مييابد، فضاي داستان هم تغيير ميكند و آنها نور خورشيد را بعد از مدتها (يك قرن) ميبينند. در مجموع كتاب قرن تلاش براي غلبه بر نادانستهها و عبور از تاريكي به سوي روشنايي است.