عليرضا كيواني نژاد
كتاب امپراتوري بريتانيا به قلم تري ديري با ترجمه مهرداد تويسركاني روايت سر راستي است از وقايع تاريخي. كه بدون شاخ و برگ و بيآنكه نويسنده قصد داشته باشد با استفاده از زباني پرطمطراق مخاطب نوجوان را دچار سردرگمي كند نوشته شده است. كتاب با تعريف پوست كندهاي از واژه "امپراطور"شروع ميشود. البته نويسنده سعي ميكند تا در عين وفادار بودن به تاريخ و آنچه در صفحات گذر زمان درج شده،از ادبيات خشك كتابهاي تاريخي دوري كند. پس شايد اين يكي از نكاتي باشد كه شما به راحتي بتوانيد كتاب را بخوانيد و از آن لذت ببريد، چون يكي از مولفههاي ادبيات كودك و نوجوان نزديك شدن به زبان اين گروه سني است. مولفهاي كه در اين كتاب به خوبي رعايت شده است و تري ديري با حفظ زبان روايت گونه خود، تا مرز نزديك شدن به ذهنيت مخاطب نوجوان خود پيش ميرود. از اين روست كه امكان همذات پنداري با قهرمانان اين كتاب كه همان شخصيتهاي تاريخي هستند فراهم مي شود. مترجم كتاب هم براي نيل به هدف ساده نويسي، از جملات و عباراتي استفاده كرده كه گزندي به بافت كلي اين اثر وارد نكند. روبافت اين كتاب، تاريخ است و هسته آن نيز علاوه بر تاريخ، روايتي ادبي را هم شامل ميشود.
از ديگر مشخصههاي اين كتاب، رفع ابهام از تاريخ است.
با توجه به اين فرضيه كه تاريخ را قوم غالب مي سازد، اين كتاب تلاش ميكند تا پارهاي از كج انديشيها را تصحيح كند . به عنوان نمونه در صفحات ابتدايي كتاب و آنجا كه صحبت از " اينوئيت" هات يا همان اسكيموها ميشود، مولف تلاش ميكند به مخاطب بگويد كه اين افراد وحشي و آدم كش نيستند بلكه مردماني سخت كوشند كه با همزيستي مسالمت آميز با طبيعت، گذران عمر مي كنند؛ نه تعبير آن كاشف بريتانيايي كه مي گفت:" آنها در غار زندگي ميكنند و همچنين نه ميز دارند، نه بشقاب و نه حتي روميزي!"
نويسنده علاوه بر اين سعي كرده از ادبيات امروز، كلمات تاريخ را به گونهاي همه فهم روايت كند و از طرفي تلاش ميكند تا به شكلي هنرمندانه مخاطبان خود را به نتيجهگيري اخلاقي هدايت كند، او سعي ميكند تا رفتارهاي غير انساني و عادتهاي امپراتوري را به گونهاي نشان بدهد كه مخاطب نوجوان هيچگاه كريه بودن اين رفتارها را فراموش نكند، آن هم با ظريف ترين شيوه ممكن.
در جلد ششم، تري ديري به تاريخ آمريكا ميپردازد. به اين جمله گوش كنيد:" اگر او را بگيرم، اول آن پاي آمريكايياش را ميبرم و با احترام به خاك ميسپارم و بعد... بقيه هيكلش را دار ميزنم."
تريديري مثل بقيه كتابهاي اين مجموعه از ساده نويسي استفاده كرده تا تاريخ يانكيها را به تصوير بكشد.
به عنوان مثال به جمله بالا اشاره مي كنم كه تامس جفرسون آن را در مورد بنديكت آرنولد به زبان آورده است كه نامش در تاريخ آمريكا به عنوان يك خائن ثبت شده .چند سطر پايينتر در همين كتاب اين عبارت نقش بسته:" مي بينين؟ خائن نزد همه خائنه!" ديگر نيازي نيست بيش از اين دربارهي خيانت و خائن توضيح داد چرا كه تري ديري با زباني تمثيلي اين حقيقت را عيان كرده است.
نويسنده در عين حال تلاش كرده تا با ارائه تصاويري ساده و حقيقي و قابل لمس مفاهيم تاريخي را ارائه دهد.
نويسنده حتي برايمعرفي اسامي شهرهاي آمريكا از شيوهاي خاص بهره ميگيرد. او اسامي عجيب و غريب را در بين اسامي واقعي قرار ميدهد و مخاطب براي يافتن اسامي صحيح گاه چند بار آنها را مرور ميكند و در پايان به اين نتيجه ميرسد كه نام " داگز برت يا همان نفس سگ" چيزي نيست جز تخيل نويسنده و واقعيت عيني ندارد.
از نكات ديگر اين مجموعه مي توان به روش معرفي آن اشاره كرد. " جان اروينگ" منتقد سرشناس نيويورك تايمز دربارهي معرفي با برجسته كردن پلشتيها مينويسد: "يكي از شيوههاي ثبت يك واقعه در ذهن مخاطب، عيان كردن پلشتيها و زشتيهاي يك اثر يا خالق آن است. اين كار مانند به كار بردن افعال معكوس در هر زباني ميتواند موثر باشد."
در جايي ديگر از اين كتاب باز هم ميتوان اين واقعيت را درك كرد. آنجا كه نويسنده به زندگي "بيلي كيد" معروف ميپردازد. همان گانگستري كه غربيها او را نماد سركشي ميدانند اما آنچه در كتاب پت گرت -كه زندگينامه بيلي است- آمده چيزي نيست جز خيالبافيهاي گرت. ميخواهيد بدانيد چرا؟ بايد زحمت مطالعه اين مجموعه را قبول كنيد و به جاي خواندن صفحات ملال آور كتابهاي تاريخ، گشتي مفرح بزنيد در هزارتوي گذشت زمان. آن هم با مجموعه تاريخ ترسناك.