نلي محجوب
" قرباني باد موافق" را بايد در دسته رمانهايي قرار داد كه بر پايه برههاي تاريخي و وقايعي ناشي از اين اتفاقات در دورهاي خاص شكل گرفته است .
نويسنده اثر با تمركز بر اتفاقات خاص تاريخي و با در نظر گرفتن منطقه خاص جغرافيايي ( گيلان) سعي دارد تا فضايي داستاني و باورپذير خلق كند كه در اين راه با بهرهگيري از زبان محلي و تسلط بر موقعيت مكاني و زماني توانسته در اين امر موفق عمل كند.
قرباني باد موافق به سالهاي جنگ جهاني دوم و تشكيل حزب توده نظر دارد. شخصيت اصلي داستان منوچهر محتشم بعد از كودتاي سال 32 مجبور به مهاجرت به آلمان ميشود. چند سال بعد به او دستور ميدهند تا به ايران برگردد، او از اين كار سر باز ميزند و....
در اين رمان نويسنده با بهرهگيري از ابعاد انساني و درگيريهاي افراد به شكل خواسته يا ناخواسته با پيامدهاي سياسي روزگارشان، سعي در به تصوير كشيدن زندگي اين آدمها دارد و تاثيراتي را كه چنين رخدادهايي بر زندگي آنها ميگذارد. طلوعي با نگاهي به عشقها، ناكاميها ، مهاجرتهاي ناخواسته، تنهايي و جبر زمان سعي كرده تا ديوارهاي پيرامون شخصيتهايش را به تصوير بكشد.
در "قرباني باد موافق" نويسنده سعي كرده تا با استفاده از شخصيتپردازي و تغيير راوي، رماني خلق كند تا خواننده را به چالش با متن اثر وا دارد. در اين رمان گذشته و حال شخصيتها در هم ميآميزد و از لابهلاي خاطرات اين آدمها بايد به ارتباطات و زندگي آنها دست يافت. زندگي آدمهايي كه مدام تكرار مي شوند و هر يك همزاد ديگري هستند.
دغدغههاي يك نويسنده
محمد طلوعي كارشناس سينما و دانشجوي كارشناسي ارشد ادبيات نمايشي است آنطور كه خود مي گويد: متولد 21 ارديبهشت 1358 در رشت هستم. نوشتن را از خيلي زود با عضويت در كانون پرورش فكري كودك و نوجوان شروع كردم. همه جور نوشتني را تجربه كردم. شعر، داستان كوتاه، رمان، نمايشنامه، فيلم نامه، مقاله، نقد و حتي ترجمه. دوست دارم توي كتابخونه ملي با زنجير ببندنم اگه بشه به اين گفت دغدغه.
· از نام كتاب شروع كنيم با توجه به محتوا و شرايط حاكم بر داستان انتخاب ايننام بر چه اساسي بود؟
افي ژني قرباني باد موافقه. آگاممنون براي بادبان كشيدن به تروي احتياج به باد موافق داشت كه با قرباني كردن دخترش افي ژني حاصل شد. اين اولين خونيه كه در جنگ تروي ريخته شده. ميشه اين جوري براي اين اسم يه كهن الگوي اساطيري پيدا كرد. از اين كاراي بامزه كه آدم واسه منتقدان ميكنه كه يه چيزي براي كشف داشته باشن ولي به نظرم اسم كتاب چيزيه براي مخاطب، صدا كردن. شناسه. يه همچي چيزي. ارزش يا ضدارزش نيست. كيارستمي يه جايي ميگفت يا نوشته بود يادم نيست، كه اگه دوباره از اول فيلم بسازه اسمشون رو ميذاره فيلم يك، فيلم دو، فيلم سه. اينم نوول اول منه كه چاپ ميشه. شما اگه بخواييد مي تونيد اين جوري صداش كنيد
· به نظر ميرسد براي اين رمان يك پروژه پژوهشي داشتهايد. در اين باره توضيحبدهيد؟
وقتي شروع به نوشتن اين رمان ميكردم كاملن تحت تاثير يوسا بودم. فكر ميكردم براي دروغ گفتن بايد همهي حقيقت رو بدونم و به همين خاطر خودم رو كشتم كه همه چيز مطابق واقعيت تاريخي باشه و سند داشته باشه و از اين كاراي محقق مآبانه.
· انتخاب محل بر چه اساسي بوده است؟
رشت شهر منه و يكي از مهمترين شهرها در تاريخ معاصر ايران. دروازهي تكنولوژي و ايدئولوژي. و مهم تر اينكه دوست داشتم داستانم تو شهري اتفاق بيقته كه مي شناسمش.
· شما با خط داستاني تو در تو و روايتهاي موازي و تغيير راوي به نظر ميآيدميخواهيد مخاطب را به چالش وا داريد و به گونهاي اين رمان مخاطب ستيز است. آيا قصدداشتيد صرفا با مخاطب خاص ارتباط بر قرار كنيد؟
امروز كه رمانم رو ميخونم به نظرم حق با شما است. اون موقعي كه مي نوشتمش اينجوري فكر نميكردم. اين ماجرا مال ده سال پيشه و فكر كنم شما به من حق بديد كه تو اين سالها عوض شده باشم. يه كارهايي رو براي خودنمايي و به قول استادم اصغر عبداللهي براي مچ انداختن كردم يه جاهايي هم تكنيك رو تو چشم خواننده كردم. يه جاهايي سرعت زياد روايت باعث شده مخاطب پاك از دست بره. اگه امروز بخوام همين داستان رو بنويسم خيلي سر صبرتر و با حوصلهتر مي نويسمش ولي اين چيزهايي كه گفتم معنيش انكار نوشتهام يا برائت خواهي نيست. ميخوام بگم اگه امروز اين داستان رو دست مي گرفتم حتمن تبديل به يك رمان پرصفحه ميشد.