English

  آخرین تاريخ بروز رسانی : سه شنبه ۱۶ شهريور ۱۳۸۹

اعضا

اشتراک خبرنامه

جستجو


جستجوي پيشرفته

پیوندها


پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان

واحد کودک موسسه افق

معرفی افق به دوستانتان

نام توصیه کننده :
ایمیل :

فروشگاه گلشهر

خبرنامه الكترونيكي افق

 آثار ما از چشم منتقدان

درباره‌ي رمان پسري از گوانتانامو

سفر به گوانتانامو


گفت‌وگو با مهدي غبرايي درباره رمان موج‌ها نوشته ويرجينيا وولف 


درباره‌ي دور دنيا در هشت و روز نصفي
کمربندها را ببندید


مرور و معرفی کتاب درخت مار
قلمرو ِ خفتگان


درباره «من من كله گنده» اثر محمدرضا شمس
بارش تخيل


زندگی «بخور و نمیر» پل استر

از پیشخدمتی تا کار روی نفتکش


از تمام کتاب‌های جان بنویل نفرت دارم
گفت‌و‌گو با جان بنویل برنده جایزه بوکر ۲۰۰۵


روي پله‌هاي كنسرواتوار، برگزيده داستان‌هاي كوتاه دونالد بارتلمي
دورريختني‌هاي بازيگوش و دوست داشتني


رامونا و مادرش:
براي همه دخترها و مادرها


دانش‌نامه‌ي تصويري نوآموز
يك دوستي به درد بخور


گنج‌هاي باباگرانده خسيس


 

 

نويسنده‌اي با احساسات نوستاژيك


 

جويس كرول اوتس، در ايران نويسنده‌ي كم و بيش شناخته‌شده‌اي است. اين نويسنده‌ي آمريكايي در سال 1938 چشم به جهان گشود و از دوران نوجواني نوشتن را آغاز كرده است و آثار بديعي در زمينه‌ها و انواع گوناگون ادبي (‌رمان‌،‌ داستان كوتاه،‌ شعر، نمايشنامه‌،‌ مقاله‌، نقد و..) در پرونده كاري خود دارد.
بعضي از رمان‌هاي مهم‌تر اوتس عبارتست از:‌ سرزمين عجايب (1971)،‌ هرچه ‌مي‌خواهي با من بكن(1973)، زامبي (1995)، قلبم برهنه ماند (  1998)،‌ بلوند (2000)، آبشار (2004).
 در اغلب آثار داستاني جويس كرول اوتس نوستالژي نسبت به زمان و مكان كودكي ديده مي‌شود و او شادمانه در داستان‌ها منشاء كارگري خود را به ياد مي‌آورد. زندگي اوتس در ديترويت(1962)، همزمان با آشوب‌هاي آن شهر سبب پديد آمدن بهترين رمان از كارهاي اوليه‌اش، "آن‌ها" شد. خودش مي‌گويد: " ديترويت دست‌مايه عظيمي فراهم آورد و مرا اين‌طور كه هستم و درنتيجه نويسنده‌اي كه شدم –چه خوب، چه بد- ساخته است."
اوتس در 1978 پس از انتقال به پرينستون نيوجرسي  نوشتن بل‌فور را آغاز كرد. اين رمان اولين جلد از رشته ‌رمان‌هاي گوتيك بلند پروازانه‌اش بود كه به نوع ادبي تثبيت شده‌اي رو مي‌آورد و قسمت‌هايي از تاريخ آمريكا را با تخيلي نو در مي‌آميزد.
اما با همه‌ي موفقيت و شهرت اوتس ،‌ كارهاي روزمره اش در حوزه نوشتن و تدريس دست‌خوش تغييرات نشده و هم‌چنان پي‌گير به تعهداتش در قبال ادبيات كه آن را فعاليت متعالي انسان مي‌‌داند عمل مي‌كند. به هر تقدير با توجه به  مسير صعودي كار اوتس، به ويژه اوج شگفت‌انگيزش از دوران كودكي توام با تنگدستي به موقعيت كنوني، در مقام يكي از برجسته‌ترين نويسندگان جهان، ‌نشان مي دهد كه زنان هم مي‌توانند به اسطوره‌‌ي روياي آمريكايي تحقق ببخشند.
اما جمله‌اي از هنري جيمز روي ميز كارش به بهترين وجه ديدگاه او در مورد زندگي و نوشتن را بيان مي‌كند: "‌ما در تاريكي كار مي كنيم- آن‌چه از دستمان بر مي‌آيد انجام مي‌دهيم- هر آنچه را كه داريم به ديگران مي‌دهيم. شك ما ولع ما وظيفه‌ي ما. باقي جنون‌‌‌‌‌‌ِ هنر است."

چاره‌اي نيست،‌ بايد مرگ را باور كني
در حاشيه‌ي " سياهاب"‌ نوشته جويس كرول اوتس
سياهاب جويس كرول اوتس بر پايه‌ي حادثه‌‌‌ي تاريخي مشهوري بنا شده است. واقعه در چهارم جولاي اتفاق مي‌افتد، و فصل اول و بسيار كوتاه  رمان حادثه‌اي را كه به سرعت اتفاق افتاده براي خواننده نقل مي‌كند. سياهاب رمان معمولي نيست كه در آن تعليق رفته رفته به اوج حيرت‌آوري برسد، ‌فقط از سبك نوشتن ماهرانه و فشرده اوتس است كه خواننده 31 فصل باقيمانده كتاب را با كنجكاوي و علاقه تمام دنبال مي‌كند.
 داستان به شكل "اپيزوديك" و با رفت و برگشت‌هاي ذهني " كِلي‌" ادامه پيدا مي كند و به حادثه‌اي كه اتفاق افتاده باز مي‌گردد، ‌سقوط به سياهاب.
چشم‌گير‌ترين شگرد سبك به كاربردن پرش ناگهاني و متعدد در سطوح مختلف روايي است كه گاه يك فصل يا يك صفحه را به صحنه‌‌ي واحدي اختصاص مي‌دهد و بار ديگر، ‌به‌ويژه در اواخر رمان، ‌حتي گاه در يك جمله به سرعت از موضوعي به موضوع ديگر باز مي‌گردد. نويسنده در بيان روايت به جزئي‌ترين موارد مي‌پردازد و پس از تصادف خواننده با درونيات ذهن كلي درگير مي شود، ‌و پرسش‌هاي متعددي كه در رفت و برگشت‌هاي ذهني او پديد مي‌آيد و پرتاب به خاطرات و اتفاقاتي كه به سرعت نور رخ مي‌دهد. پرسش‌هايي كوچك كه در تمام كتاب تكرار مي شود،‌ بينش مستقيمي از ذهن كلي به مخاطب ارائه مي‌دهد؛ اما در اين ميان افكار بي اختيار كلي سرنخ‌هاي خوبي به خواننده مي دهد كه به زندگي گذشته او باز مي‌‌گردد،‌ سبك و سياق لباس پوشيدن كلي در كودكي و تاكيد بر جوراب سفيد ساق كوتاه‌، ‌يا علاقه كلي به زندگي و.. . اما يكي از بن‌مايه‌هاي مكرر، احساس دلتنگي كلي از مردن در كنار كسي است كه او را نمي‌شناسد و  نوع ارتباطات اجتماعي او‌ است.
 افكار ذهني كلي پس از تصادف مغشوش است و ادراكاتش يكسره در هم مي‌ريزد، اما لحظه‌هاي هوشياري هولناكي در بين زمان بازگشت به گذشته و خاطرات و افكار ناخود‌آگاه  رخ مي دهد، ‌با توجه به اينكه عمدتا رمان به گونه سوم شخص روايت شده است اما بازگشت به حال از زبان كلي به سياق اول شخص نمود پيدا مي كند آن هم با جملاتي از اين دست: "‌اين جا هستم،‌اين جا" يا "‌دارم مي‌ميرم‌؟ اين جوري؟"
 از ابتداي داستان تاكيد بر مردن كلي وجود دارد؛ اما به نظر مي رسد كلي به هيچ عنوان نمي خواهد مرگ را آن هم در سياهاب بپذيرد و يكي از راه‌هاي گريز پناه بردن به گذشته است‌. اما در چند فصل آخر به نظر مي‌رسد كه كلي تسليم شده است آن هم با جملاتي مثل " آماده‌ام‌؟" يا "‌آب سياه ريه‌هايش را انباشت و او مرد." كه اين يكي از جمله‌هاي كليدي  است كه در كل رمان تكرار مي شود و در فصل‌هاي آخر القاي مرگ "كلي" است نه تنها به خواننده كه به خود او!
اما در صفحات آخر كلي يك لحظه به واقعيت باز مي‌گردد‌: "‌آب سياه را غلپ غلپ مي‌بلعيد..."‌ و به دنبال آن به خاطرات كودكي و نزد خانواده باز مي‌گردد. كلي مثل كسي كه آرام آرام از دنياي واقعيت به عالم رويا مي‌لغزد و به خواب مي‌رود، در آب مي‌لغزد و مي‌ميرد.


 

 

فهرست موضوعی

سياست

رمان و مجموعه داستان...

طنز نوجوان

طنز

نثر كهن

مطالعات

رمان‌هاي كلاسيك

شعر امروز

شعر كودك

فهرست کامل موضوعات

 

مجموعه ها

داستان‌هاي اسطوره‌اي

ميراث همينگوي

مليكا و گربه‌اش

فهرست کامل مجموعه ها

 

گروههای سنی

نوجوان

بزرگسال

كودك

 

 

گوناگون

 پدید آورندگان

 مترجمان

 باشگاه کتاب

 افتخارات افق

 خدمات فروش

 نمایندگیها و مراکز فروش

 

پیوندها

New Page 1

كتابخانه ملي كودكان و نوجوانان ايران

ارميا (رضا اميرخاني)

اسدالله امرايي

انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان

تادانه

آرتميس فاول

عرفان نظر‌آهاري

چلچراغ

فرهاد حسن‌زاده

سوزان فلچر

كورنليا فونكه

انجمن نويسندگان كودك و نوجوان

قابيل

پل استر

ايران كارتون

کتاب برگزیده

شکست ناپذیر

آمار بازدید کنندگان سایت

 

       2005 ©  نشر افق
كليه حقوق براي
نشر افق محفوظ است.
طراحي سايت:
ارتباط قرينه