شارلوت برونته و رمان مشهورش جين اير را بايد در زمينهي فرهنگي، فكري و اجتماعي دوران خود ديد و بررسي كرد. اين رمان در سال 1847 به چاپ رسيدهاست. يعني درست 10 سال بعد از به سلطنت رسيدن ملكه ويكتوريا در انگلستان. او از 1837 تا 1901 سلطنت كرد كه در تاريخ ادبيات انگليسي، به «دورهي ويكتوريا» معروف است. طي اين دوران، نويسندگان بزرگي مانند چارلز ديكنز، تامس هاردي، جرج اليوت و البته خواهران برونته، مشغول تأليف و عرضه آثار خود بودند. رماننويسان دورهي ويكتوريا به ارزش آموزشي هنر و ادبيات نظر داشتند و بر اين باور بودند كه اثر ادبي يا هنري بايد به آموزش مخاطبان خود بپردازند. وقتي رمان جين اير را ميبنديم و كمي از آن فاصله ميگيريم، اولين چيزي كه در ذهنمان شكل ميگيرد، همين آموزههاي رمان است. شارلوت برونته، نخست ميخواهد اين آموزش را به خوانندگان زن خود بدهد كه با وجود زندگي در يك فضاي كاملاً مردسالار، ميتوانند حق و حقوق خود را از جامعه و زندگي بگيرند. بعد به آموزش اين نكته ميپردازد كه سختكوشي و استقامت، نهايتاً مشكلات را از بين ميبرد تا زندگي، روي خوش خود را نشان دهد؛ چنانچه جين اير هم بعد از آن زندگي سخت درخانهي دايي خود و سپس در موسسهي لو وود، سرانجام به آسايش و آرامش و رفاه ميرسد. نكتهي ديگري كه شارلوت برونته در قالب رمان خود آموزش ميدهد، پايداري و وفاداري در عشق و بياعتنايي به ظواهر است، همانگونه كه وقتي جين اير دل به راچستر ميبندد، به اين دلبستگي وفادار ميماند. چهرهي نه چندان جذاب راچستر هم - كه در آخر رمان، سوختگي صورت هم به آن اضافه ميشود- تأثيري در اين دلدادگي نميگذارد. اما موضوعي كه اشاره به آن ضروري است، اين است كه اين آموزههاي اخلاقي در طول رمان خواندن به سراغ خواننده نميآيند، بلكه با تمام شدن آن و كمي فاصلهگيري از داستان، رخ مينماياند. به عبارتي، شارلوت برونته در پي ابلاغ پيام و اندرزي صريح و شفاف نبوده، بلكه همهي حرف خود را در قالب داستاني جذاب و پركشش، زده است. يعني جين اير مانند ساير رمانهاي بزرگ دنيا ابتدا به رعايت اصل «لذت» پرداخته و بعد از دل اين لذتبخشي به مخاطب، آرمان ادبي نويسنده را محقق كردهاست. در ابتداي اين نوشته، دربارهي نگاه رماننويسان دورهي ويكتوريا مبنيبر ارزش آموزش در هنر و ادبيات، سخن گفتيم. حال بايد اشارهي كوتاهي داشت به آراي نظريهپردازان رمان كه از نيمهي اول قرن هجدهم تا قرن نوزدهم، در عرصهي ادبيات حضور داشتهاند. آنها در درجهي نخست به رابطهي خواننده و متن علاقهمند بودند. ماهيت اين رابطه هم نشاندهندهي نوعي ارزش اخلاقي بود. به عبارت ديگر، سطح معنوي رمان به همان ميزان بر اساس رابطهي خواننده با آن تعيين ميشود كه براساس سرشت اخلاقي خود نويسنده. مثلاً داستانهاي يك نويسندهي مقيد به اخلاق آنقدر «رئاليستي» است كه خواننده از آن ميآموزد انسان خوبي باشد؛ كما اينكه جين اير هم يك اثر كاملاً رئاليستي است و قصد دارد مفهوم خوب بودن را به مخاطبان خود آموزش دهد. نقش سرشت اخلاقي خود نويسنده هم در اين رمان، كاملاً آشكار است. همان گونه كه در مقدمه اين كتاب ديده ميشود، شخصيت جين اير شباهت زيادي به خود شارلوت برونته دارد؛ اين خود برونته بوده كه به مردي متأهل دل ميبندد و طبيعتاً دلدادگياش راه به جايي نميبرد. در رمان هم جين اير دلبستهي راچستر ميشود كه پيشتر ازدواج كردهاست؛ با اين تفاوت كه در جهان ادبيات، شارلوت برونته همسر اول راچستر را زني ديوانه ترسيم ميكند كه نهايتاً دست به خودكشي ميزند. در واقع، برونته به عنوان يك نويسندهي اخلاقگرا، جادهي رمانش را به گونهاي براي جين اير هموار ميكند كه او از مسير راستي و درستي خارج نشود و وقتي به وصال راچستر برسد كه اين اتفاق به معناي خيانت و فريبكاري نباشد. نگاه اخلاقي نويسنده در رمان جين اير، شايد بيش از آثار ديگر بر مخاطب، اثرگذار باشد؛ چون همانگونه كه اشاره شد، شخصيتها و اتفاقات اين رمان، بر اساس زندگي واقعي خود شارلوت برونته نوشته شدهاند. به همين دليل، او در ساخت قهرمان و ماجراهاي داستانش، با تسلط و شناخت كامل عمل كردهاست. اين شناخت و اشراف هم بيترديد به باورپذيري رمان كمك ميكند. چون مخاطب با فضا و روابطي روبهرو ميشود كه بسيار جزئي نگرانه و دقيق توصيف شدهاند. نكته پاياني در نگاه به رمان جين اير شايد كمي فرعي به نظر برسد، اما اشاره به آن خالي از لطف نيست؛ در بخشي از اين رمان، عنوان ميشود كه افشاگريهاي مطبوعات در مورد موسسه لو وود به بهبود وضعيت آن منجر ميشود؛ به ياد بياوريم كه جين اير در سال 1847 منتشر شده است. يعني بيش از 160 سال از انتشار ميگذرد. حالا اگر به اين رمان به عنوان يك سند تاريخي نگاه كنيم، ميزان اثرگذاري رسانههاي انگلستان در 160 سال پيش در قياس با مطبوعات امروز ايران، تفاوت فاحش و شگفتآوري را به نمايش ميگذارد!