ترجيح ميدهم درباره مجموعه داستان شيرزادي که دوستتر ميداشتم اسم آن به جاي سهشنبه قرقي "گوساله دخترباز" بود، بر حسب طعم ومزهاي که هر داستان در مذاقم باقي گذاشت بنويسم. 1- سه شنبه قرقي: با طعمي از ادويه کاري چيزي بين تلخي و تند و تيزي يک غذاي حاضري که ميخواهد شگفتزدهات کند. گيرم که غذاي مجردي و صرفا يک تخممرغ ساده باشد. 2- صدا: طعم غذايي دارد که براي اولينبار از روي دستورالعمل کتاب آشپزي طبخ شده است. در نهايت آشپز يا ريختن نمک را فراموش ميکند يا گرد ليمويش نمزده و طعمش گس است. 3- گوساله دخترباز: يک شيريني خوشپخت با شکر به قاعده که حتي پليس انتهاي داستان هم مزهاش را خراب نميکند. 4- کلاغپر: کمي ترش کمي تلخ... شبيه طعم آبليمويي که با پوست گرفته شده است. 5- مثل هميشه: ترش و شيرين. يک از بهترين طعمهايي که ميتوان سراغ گرفت. مثل آب نارنج شکر زده. کوتاهي داستان چيزي از شيرينياش کم نميکند. 6- بيسند: قهوه تلخ با کمي شکر که در نهايت شيرينياش ته گلو مزه ميکند. 7- حکايتي ديگر: هنوز نتوانستهايم از غذاهاي سنتيمان طعم ومزه تازهاي بيرون بکشيم و به قولاً امروزيشان کنيم. حتي با اضافه کردن سس مايونز به سالاد شيرازي! 8- وارونه: تلخ وشور. نه شوري دلچسب بلکه مثل چاقالهبادام نمکزدهاي که از قضا تلخ از آب درآمده است. 9- بوي مرگ در جنگل: غذايي خوشپخت با ظاهري عالي و طعم و مزهاي جا افتاده. گيرم که غذا چندان هم ايراني و اصيل نباشد اما مثل يک قورمهي جاافتاده دلچسب است. حتي با طعم تلخي که درنهايت بهخاطر زردچوبه فراوان در مذاق مخاطب باقي ميگذارد. 10- خطاي سوم: يک شيريني به ياد ماندني که بايد حتما با عطر وانيل بوي آنرا تحمل کرد. ترکيبات ديگر اين شيريني بينظير است. 11- نخستين امضاء: انگار غذايي که از روي خستگي يا ضيقوقت پخته شده و يادشان رفته طعم و مزهاي به آن اضافه کنند. اما در کل اثري که مجموعه شيرزداي در مذاق من نشاند شادي بعد از خوردن از غذاهاي يک سفره رنگين بود. آن هم سر فرصت و حوصله و بيآنکه هيچ چشم کنجکاو و فضولي احاطهات کرده باشد. يعني ميل کردن در کمال آرامش.