English

  آخرین تاريخ بروز رسانی : دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۸

اعضا

اشتراک خبرنامه

جستجو


جستجوي پيشرفته

پیوندها


پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان

واحد کودک موسسه افق

معرفی افق به دوستانتان

نام توصیه کننده :
ایمیل :

فروشگاه گلشهر

خبرنامه الكترونيكي افق

 آثار ما از چشم منتقدان

مجموعه داستان ديگري از نويسنده «ناتور دشت»
«اين ساندويچ مايونز ندارد» سالينجر ترجمه شد


نگاهي به كتاب "هرگز تركم مكن" از محبوب‌ترين كتاب‌هاي 10 ساله اخير


يادداشت كوتاهي بر بي‌چيزها اثر كاتارينا هاكر

ديدار در يك روز تاريخي


یادداشتی بر اثر جدید احمد آزام؛ کسی ما را شام دعوت نمی‌کند


نگاهي به رمان «بي‌چيزها» اثر كاتارينا هاكر

ديگر هيچ چيز مثل سابق نخواهد بود


درباره «ماهي طلا» نوشته لوکلزيو
 
شهرهاي تاريک


پل استر در «ناپيدا» روايتي تودرتو و ويرانگر خلق كرده است
ضد خاطرات


گفت وگو با خجسته کيهان به بهانه انتشار رمان «ناپيدا» نوشته پل استر 
 
نويسنده پايتخت دنيا 


در بررسي رمان «تابستان گند ورنون» عنوان شد:
انتقاد از نپرداختن نويسندگان ايراني به واقعيت‌ها و اتفاقات جامعه


نگاهي به آواره و خدايان زمين اثر جبران خليل جبران

قاطرها و عصاي شاهي 


گفت وگو با کاوه ميرعباسي، نويسنده «چه کردند ناموران»
 
شوخي تر از تاريخ


تابستان گند ورنون
طنزي شيرين و نگاهي جسور


نگاهي به رمان در كافه جواني گمشده،نوشته:پاتريك موريانو
زندگي مرموز و روايت هزار تكه


درباره خاوير مارياس نويسنده كتاب «مرد است و احساسش»
خيانت برادر هم خون
خاوير مارياس،پروست اسپانيايي


نگاهي به كتاب «قصه‌هاي پدربزرگ»
كتابي كه از صفحه‌هايش رنگ مي‌چكد


نگاهي به دنياي داستاني استيونسن، به بهانه چاپ «دكتر جليل و آقاي هايد»
حادثه مهمترين نكته داستان


درباره‌ي رمان بلندي‌هاي بادگير
زنده‌ام كه روايت كنم


نگاهي به كتاب اديبان آلماني زبان
ملاقات حضوري با نويسندگان بزرگ


دم پنبه‌اي‌ها هميشه هستند


گفت‌وگو با نويسنده «لالايي براي دختر مرده»

نوري از تاريك‌خانه تاريخ


نگاهي به قلندران پيژامه‌پوش


گفتگو با مترجم مثلا برادرم


نقاشی کلمات
درباره‌ي کتاب الفبای شهروند خوب نوشته برتراند راسل


کلید جادویی سیسیلی های مهاجر
حاشیه ای بر «آخرین پدرخوانده»، اثر ماریو پوزو


به دنياي نوجوانان سرك مي‌كشم!
گفتگو با پروين علي پور


 مجموعه "ملیکا و گربه"،
همین دور و برها اتفاق می افتد


جایی آن پشت‌ها بر بستر رودخانه اُدر


مکانی خوب برای مردن
نگاهي به رمان ديوانگي در بروكلين اثر پل استر، ترجمه‌ي خجسته كيهان‌


پل اُستر، از مون‌پالاس تا ديوانگي در بروكلين
زايش سبك در پي باروري تكنيك


درباره «اين سوي رودخانه آدر» نوشته «يوديت هرمان»
آرامش طوفاني


گفت‌وگو با محمود حسيني‌زاد
سرمايه پيله‌هاي انساني


پديده پل استر در ايران
يك ذهن سرگردان
درباره رمان مون‌پالاس نوشته پل استر


چخوف كانادا


پديده پل استر در ايران
تاريخِ مجهول آمريكا
در حاشيه رمان مون‌پالاس نوشته پل استر


درباره جشنواره سن‌سباستين
تقدير و تصادف به شيوه پل استر


فقط تا صبح


تيمبوكتو و يك راوي فراموش نشدني


با خجسته كيهان درباره كتاب‌هاي استر و سوال‌هايش
همه‌چيز يك اتفاق است


هويت مي‌خواهيد يا شناسنامه؟


وقتي حاشيه‌ها مهم مي‌شوند


خاطرات خودماني هاك

مروری بر «ماجراهاي هاكلبري‌فين» نوشته: مارك توين


پاي صحبت علي‌اصغر شيرزادي، به بهانه رمان دردست نگارش او
معماي پليسي طنزآميز


غربت انسان‌هاي تنها

بيرون پشت در ناصر زراعتي


گفت‌وگوي معكوس با محمدحسن شهسواري
پشت كلماتت اعتراف كن


گفت‌وگو با مهدي حجواني درباره رمان «الف دال ميم»
صدايي كه از ‌دورها به گوش مي‌رسد توهم نيست


نگاه به مجموعه داستان نوجوان «كنار درياچه، نيمكت هفتم»
جزيره‌هاي نوجواني


سه مرد
مون‌پالاس


ديوانگي‌هاي آدم‌هاي تنها


رضي هيرمندي از طنز و ترجمه مي‌گويد
فوايد گوزن شاخدار


محبوبه نجف‌خاني درباره «جودي دمدمي»:
طعم زالزالك را در ترجمه حفظ كردم


مجموعه "مليکا و گربه"،
همين دور و برها اتفاق مي افتد


عبور از طلسم قصه‌هاي دربند
يادداشتي بر كتاب «قرن» نوشته، ساراسينگلتون


گفتگو با آتوسا صالحي ، همزمان با انتشار روايت‌هايي تازه از شاهنامه

شاهنامه هویت ملی ماست


یودیت هرمان و ادبیات آلمان در گفت‌وگو با محمود حسینی‌زاد


مواظب باش نترسي
مروري بر جلد 5و 6 تاريخ ترسناك


تحت تاثير يوسا بودم
گفت‌و گو با محمد طلوعي،‌نويسنده‌ي رمان "
‌قرباني باد موافق"


گفت وگو با فرهاد حسن‌زاده- نویسنده
بچه‌های ما تشنه طنز هستند


شعر کودک ونوجوان در گفت‌وگو با ناصر کشاورز- شاعر
کلاغ زرد و رنگ های گمشده


درباره مجموعه داستان «بیرون پشت در» نوشته ناصر زراعتی
جایی که زمستان آغاز می شود



نويسنده‌اي با احساسات نوستاژيك


بادکنک به شرط چاقو، مجموعه ای براي کودک ماندن


تجربه‌ي تازه براي بچه‌هايي در پوست حيوانات
مروري بر مجموعه شعر بچه‌هاي جينگيلي


مروری بر "ماتیلد" اثر رولد دال


هر ترجمه نوعى تفسير است

گفت وگو با رضى هيرمندى ،مترجم


 


تو بي خود رفتي لوله کش شدي، لوله بايد تورو مي‌کشيد*



عليرضا محمودي
 

 آدم‌ها به دو دسته بزرگ تقسيم مي‌شوند؛ لورل‌ها و هاردي‌ها. کار لورل‌ها به هم ريختن دنيا و کار هاردي‌ها حرص خوردن از دست لورل‌ها است. اليور هاردي فقيد هميشه در حال مواجهه با عمليات غيرقابل پيش بيني لورل است. هاردي از درون يک آدم ساده است که دنيا را همان طور که هست مي‌خواهد اما گير يک لورل افتاده که به شکل ابلهانه‌يي دنيا را جور ديگري مي‌خواهد، در نتيجه هي حرص مي‌خورد و سعي مي‌کند خرابکاري‌هاي لورل و باقي لورل‌هاي جهان را ماله بکشد. اما چون زورش نمي‌رسد و دامنه رفتارهاي لورل بيش از توانايي‌هاي يک آدم معمولي با اضافه وزن معمولي است، کار هميشه به جاي باريک مي‌کشد. در فيلم احمق‌ها در دريا، هاردي به بيماري «بوق نزن فورمن» دچار مي‌شود. هاردي بيچاره در راه استراحت با انبوهي از خرابکاري‌هاي لورل و ديگر لورل‌ها (دکتر، لوله کش، استاد ترومپت لورل، يخچالي که با باز کردن درش راديو شروع به کار مي‌کند و راديويي که يخ زده) کارش به جنون مي‌کشد. در فيلم احمق‌ها در آکسفورد کار به جاي باريک مي‌کشد و لورل با ضربه‌يي به سرش لرد شده و هاردي بدبخت را که چاقالو خطاب کرده و به عنوان خدمتکار استثمار مي‌کند. هاردي در اين ميان همه بلايا را تحمل مي‌کند، لبخند مي‌زند، با کراواتش بازي مي‌کند و سعي مي‌کند همه چيز را به حالت اوليه و آرامش بخش آن برگرداند، اما مگر در جهاني که انبوهي از لورل‌ها در آن در حال رشد و تکثير هستند، مي‌توان روي آرامش را ديد. هاردي‌ها بخش اندک نخبه‌هاي جهان و لورل‌ها بخش گسترده و اکثريت قاطع جهان را به خود اختصاص داده اند. حرف حساب لورل‌ها تغيير (انواع ايراني لورل فقط حرفش را مي‌زنند) و حرف حساب هاردي‌ها (نوع وطني هاردي کاملاً نادر و در حد تعداد کرگدن‌هاي ايراني گزارش شده) آرامش است. لورل‌ها نمي‌توانند مثل بچه آدم سرجايشان بنشينند و هاردي‌ها نمي‌توانند آرامش پيدا کنند و اين تراژدي کميک جهاني است که در آن زندگي مي‌کنيم.

حالا که به لطف انتشارات افق مجموعه‌يي از يادداشت‌هاي روزانه علي ميرفتاح در روزنامه شرق با عنوان کرگدن نامه در کتاب قلندران پيژامه‌پوش منتشر شده، مي‌توان درباره علت بامزه بودن و ريشه بامزگي اين نوشته‌ها با دقت بيشتري حرف زد. در اين نوشته‌ها اساس تضاد‌ها و ريشه برخورد‌هاي کلامي همان رويارويي ابدي هاردي‌ها با لورل‌ها در جهان است. يک هاردي معتدل (علي ميرفتاح) در جهان متن با تعدادي لورل (مويدي، کپورچالي، اميرشاهي و روشن ضمير) و در جهان بيرون از متن (ياغچي و دوستان) روبه روست. در جهان متن لورل‌هاي موجود با مجموعه‌يي از رفتارهاي کاملاً ناهنجار که با تکرار تبديل به هنجار شده، به تفسير از جهان و پيرامون خود مي‌پردازند. اذهان آشفته و حافظه ويران در کنار خودخواهي و اعتماد به نفس لايزال (آخ که چقدر لورل‌ها اعتماد به نفس دارند) جهان خودشان را مي‌سازند. حاضران حلقه مويديه دور بساط خاکسارانه خود جمع مي‌شوند و بدون توجه به جهان و پديده‌هاي دوران امروز به ارائه تفسير خود از جهان و پديده هايش مي‌پردازند. گپ اين پيرمردان لورل صفت اگرچه با مزه و خنده دار است، اما در ذات خود بخشي از درون ما را افشا مي‌کند. مرحومان فرويد و يونگ در اين زمينه نظرياتي دارند که مي‌توان درباره آن چيزهايي نوشت اما آقايان مويدي، کپورچالي و روشن ضمير و اميرشاهي چون حوصله عمل و قدرت تکان خوردن ندارند (اغلب لورل‌هاي ايراني دچار اين وضعيت هستند) کارشان به نظريه پردازي ختم مي‌شود. در اين ميان ميرفتاح به عنوان تنها هاردي جمع قصد دارد آنها را با شرايط واقعي وفق دهد، ولي مگر هاردي توانست لورل را به راه راست هدايت کند که ميرفتاح با قلندراني که پيژامه راه راه و زيرپيراهن دوگاونشان به تن دارند و همه چيز برايشان فراتر از بساطشان نيست، بتواند کاري کند.
علي ميرفتاح يکي از چهره‌هاي تاثيرگذار مطبوعات بعد از انقلاب است. فعاليت او در موسسه مطبوعاتي سوره و به ويژه هفته نامه مهر در ايجاد نگرشي تازه به روزنامه نگاري در بين نسل هايي که هنوز مشق اين کار را مي‌کردند، غيرقابل انکار است. در اين ميان با از بين رفتن فعاليت‌هاي موسسه مطبوعاتي سوره، ميرفتاح شکل ديگري از روزنامه نگاري را با نگارش ستون روزانه در برخي روزنامه‌ها ادامه داد که يکي از درخشان ترين آنها ستون کرگدن نامه است. آدم‌هاي اين کاره مي‌دانند که نوشتن ستون طنز روزانه يعني چه کار مشقت‌باري. در ميان اين همه لورل ريز و درشت در محاصره باشي و بنشيني طنز بنويسي. اما ميرفتاح مرد کارهاي سخت است (همه هاردي‌ها اين طورند). حتماً پيش خودتان مي‌گوييد اين محمودي رفيق ميرفتاح است و دارد همين‌طور برايش نوشابه باز مي‌کند. نوشابه که سهل است. شربت خيار سکنجبين هم درست مي‌کنم. حالا چرا؟ بياييد به همان دنياي هاردي‌ها و لورل‌ها برگرديم. من هم مثل همه هاردي‌هاي جهان دچار بيماري «بوق نزن فورمن» شده‌ام. حلقه محاصره لورل‌ها هر لحظه تنگ‌تر مي‌شود. اين وظيفه ما هاردي‌هاست که به ياري هاردي‌هاي تک افتاده بشتابيم. باور نداريد. برويد کتابفروشي محل‌تان و يک جلد کتاب قلندران پيژامه‌پوش بخريد. حتي اگر آن را به قيمتي معادل چهارتا فلافل ابودنيا هم نخريديد خيالي نيست. نگاه کردن پشت جلد که خرجي ندارد. نگاه بکنيد و ببينيد که طراح جلد محترم چگونه مانند يک لورل در حال فعاليت از پشت خنجرزني در محدوده پشت جلد است. لورل‌ها همه جا هستند.
*ديالوگي از اليور هاردي با دوبله استاد مرحوم عزت الله مقبلي خطاب به لوله کش چپول در فيلم احمق‌ها در دريا


روزنامه اعتماد- شنبه 12 مردادماه 1387


 

فهرست موضوعی

سياست

رمان و مجموعه داستان...

طنز نوجوان

طنز

نثر كهن

مطالعات

رمان‌هاي كلاسيك

شعر امروز

فهرست کامل موضوعات

 

مجموعه ها

چرخه های طبیعت

فهرست کامل مجموعه ها

 

گروههای سنی

نوجوان

بزرگسال

كودك

 

 

گوناگون

 پدید آورندگان

 مترجمان

 باشگاه کتاب

 افتخارات افق

 خدمات فروش

 نمایندگیها و مراکز فروش

 

پیوندها

New Page 1

آي اطنز

اسدالله امرايي

انجمن فرهنگي ناشران كتاب كودك و نوجوان

تادانه

افسانه ها

سيب گاززده

آرتميس فاول

عرفان نظر‌آهاري

هنوز

حسين شيخ‌السلامي

چلچراغ

فرهاد حسن‌زاده

سوزان فلچر

كورنليا فونكه

انجمن نويسندگان كودك و نوجوان

قابيل

پل استر

خوابگرد

ايران كارتون

کتاب برگزیده

آفرین، خرس کوچولو

آمار بازدید کنندگان سایت

 

       2005 ©  نشر افق
كليه حقوق براي
نشر افق محفوظ است.
طراحي سايت:
ارتباط قرينه