English

  آخرین تاريخ بروز رسانی : سه شنبه ۰۶ آبان ۱۳۹۳

اعضا

اشتراک خبرنامه

جستجو


جستجوي پيشرفته

پیوندها


پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان

واحد کودک موسسه افق

معرفی افق به دوستانتان

نام توصیه کننده :
ایمیل :

خبرنامه الكترونيكي افق

 آثار ما از چشم منتقدان

آشنايي با «سلحشوران پارله آن» برای گرفتن دزد


نمايش فيلم مستندي درباره‌ي محمود حسيني‌زاد


سه‌گانه‌ي سياه‌قلب دنياي جوهري و قهرمان‌هاي عزيزش


کوتاه درباره رمان کنسرو غول، نوشته مهدي رجبي کنسرو لذت


نگاهي به رمان «حلزون هاي پسر» نوشته احمد آرام داستان پرشکاف دشنه ها


نگاهي به مجموعه داستان تربيت‌هاي پدر نوشته محمد طلوعي ضيا طلوعي تربيت مي‌كند


«رفقاي خيالي» به دعوت نشر افق به كتابفروشي‌ها آمدند


با هر موجي خس و خاشاك مي‌آيد گفت‌وگو با «مديا كاشيگر» به بهانه انتشار كتاب «درباره‌ي ترجمه» از «پل ريكور»


گفت‌وگو با محمود حسيني‌زاد به‌مناسبت ترجمه «موبايل» و «آقاي آدامسون» بايد از مرز خودمان رد شويم


جسارت لازمه نويسندگي است گفت وگو با احمد آرام به بهانه انتشار رمان «حلزون‌هاي پسر»


تازه‌ترين خون‌آشامِ سيامك گلشيري انسانيت با چاشني ترس


مراسم رونمايي كتاب «درباره‌ي ترجمه»


از «كنسرو غول» رونمايي شد


تأملي بر رمان «شگفتي» دل مردم را به دست بياور


گفت‌وگو با احمد آرام درباره رمان «حلزون‌هاي پسر» سايه سنگين راوي مداخله‌گر


نكته‌هايي در باب «رفقاي خيالي» مراقبه‌اي عميق در ميان نامه‌ها


نگاهي به «ماه يخ‌زده»آخرين كتاب پتر اشتام


گفت‏وگو با بن لوري نويسنده‏ي مجموعه داستان «داستان‏هايي براي شب و چندتايي براي روز» نوشتن برايم يعني بردن لاتاري


نگاهي به کتاب «هنر مسيحي»، از مجموعه‌ي «جان کلام» دوهزار سال هنر در يک قاب


 


قرباني باد موافق

كتاب اول جشنواره فردا سال 1387

رمان تقديري جايزه‌ي ادبي آثار داستاني متفاوت «واو» (1386)


نويسنده : محمد طلوعي
موضوع : رمان و مجموعه داستان بزرگسال
گروه سنی : بزرگسال
نوبت چاپ : ۲
تاريخ چاپ : ۱۳۸۶
تعداد صفحات : ۱۲۸ صفحه
قطع : رقعي
نوع جلد : شوميز
شماره شابك :

964-369-294-9

قيمت : ۱۸۰۰ تومان
منوچهر محتشم كه در سال‌هاي جنگ جهاني دوم و حمله‌ي متفقين در رشت زندگي مي كرده. توده‌اي بوده و بعد از كودتاي سال 32 مجبور به مهاجرت به آلمان مي‌شود. چند سال بعد از او مي‌خواهند كه به ايران برگردد و او نمي‌خواهد...
... رفت كاغذي آورد كه بالايش نوشته بود گواهي انجام خدمت وظيفه. گرفتم. تا كردم و جيبم گذاشتم. پوط نفت را برداشتم و گفتم برمي‌گردم. كبريت را هم برداشتم. پاپي‌ام نشدند. تا كوچه بلورچيان دويدم. جنازه هنوز جلوي در بود. رويش نفت ريختم. كاغذ پايان خدمتم را توي جيب مرده گذاشتم و آتش‌شان زدم. كلون زنانه را زدم و فرار كردم.

مشاهده دیدگاه های دريافتی در مورد اين كتاب (1 مورد)
ارسال دیدگاه های جديد در مورد اين كتاب


 

 

فهرست موضوعی

سياست

رمان و مجموعه داستان...

طنز نوجوان

طنز

نثر كهن

مطالعات

رمان‌هاي كلاسيك

شعر امروز

شعر كودك

شعر

پرسش‌های نخست&...

فرهنگ و تمدن ای...

سفرنامه

فهرست کامل موضوعات

 

مجموعه ها

سه گانه ي فونكه

خودم مي‌خوانم

فيتيله اي ها

عاشقانه‌هاي ايراني

قندعسل

5 ميليمتري‌ها

فهرست کامل مجموعه ها

 

گروههای سنی

نوجوان

بزرگسال

كودك

 

 

گوناگون

 پدید آورندگان

 مترجمان

 باشگاه کتاب

 افتخارات افق

 خدمات فروش

 نمایندگیها و مراکز فروش

 

پیوندها

New Page 1

سيامك گلشيري

پژوهشنامه ادبيات كودك و نوجوان

ارميا (رضا اميرخاني)

آرتميس فاول

عرفان نظر‌آهاري

چلچراغ

فرهاد حسن‌زاده

كورنليا فونكه

انجمن نويسندگان كودك و نوجوان

ايران كارتون

کتاب برگزیده

فروتنی

آمار بازدید کنندگان سایت

 

       2005 ©  نشر افق
كليه حقوق براي
نشر افق محفوظ است.
طراحي سايت:
ارتباط قرينه